در پارهاى ماء العسل حل كنند و ادويه به آن بمالند . و صموغ كه در شراب حل كردهاند با عسل بياميزند و باقى ادويه به آن بسرشند « 1 » و در ظرف چينى يا نقرهاى يا آبگينه كند « 2 » .
و ظرف را پر نسازند بلكه پارهاى خالى بگذارند . و هر دو روز سر ظرف بردارند تا « 3 » بخارات مندفع شود « 4 » .
عدد ادويهء خشك به نسخهء شيخ شصت و چهار است « 5 » و وزن ادويهء خشك بر نسخهء اصل ، چهارصد و هفتاد و هشت مثقال است و وزن عسل به اعتبار ده رطل ، نهصد و ده مثقال است چنانچه مجموع هزار و سيصد و هشتاد و هشت مثقال باشد . و بعضى عسل را ضعف ادويه مىگيرند چنانچه شيخ الرئيس در نسخهاى كه بعد از اين مذكور خواهد شد ، مقرّر مىفرمايد « 6 » بناء عليه « 7 » هزار و سيصد و سى و چهار « 8 » مثقال باشد « 9 » . و در بيشتر كتب قانون ، نسخهاى كه نسبت به اندروماخس « 10 » نموده به اين وجه است « 11 » كه مذكور شد . و در بعضى نسخ قانون ، شيح « 12 » جبلى « 13 » چهار مثقال مذكور است « 14 » . و غالب « 15 » آن است كه الحاق كردند . « 16 »
نسخهء ديگر از قانون « 17 »
قرص اسقيل « 18 » بيست و هشت مثقال « 19 » ، قرص افعى ، قرص اندروخون ، « 20 » فلفل سياه ، افيون هريك 24 « 21 » مثقال ، ثوم برّى « 22 » ، تخم شلغم برّى ، گل سرخ ، ايرسا ، غاريقون ،
هامش
( 1 ) . ذخيرهء خوارزمشاهى ، كتاب دهم ، گفتار دوم ، ص 690 .
( 2 ) . ن و م : كنند .
( 3 ) . م : با .
( 4 ) . ن : - شود .
( 5 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 238 .
( 6 ) . ن : فرمايد ، م : فرمايند .
( 7 ) . ن : + و آن مجموع .
( 8 ) . م : هزار و چهارصد و سى و چهار .
( 9 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 239 . در متن قانون ، شمارگان ياد شده هزار و چهارصد و سى و چهار آمده و نه شمارهء يك هزار و سيصد و سى و چهار .
( 10 ) . م : اندروماخس .
( 11 ) . م : نموده به امر جهت .
( 12 ) . ن و م : شيخ ( ؟ ) .
( 13 ) . م : حبلى .
( 14 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 238 .
( 15 ) . ن و م : + ظن .
( 16 ) . م : كردهاند .
( 17 ) . قانون در طب ، ج 5 ، ص 238 .
( 18 ) . ن : اسفيل ( ؟ ) ، م : اسقبل .
( 19 ) . در قانون در طب ، ترجمهء فارسى چهل و هشت مثقال آمده است .
( 20 ) . م : اندروحون .
( 21 ) . م : بيست و چهار .
( 22 ) . م : ثوم ترى .