تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
مىنمايد و بشاعت « 1 » ادويه مىبرد و منقّى اعضاء نفس و غذا است . و در لدغ « 2 » هوام نافع است و فساد از جانب شراب دهد به جهت آنكه مائيّت « 3 » شراب چون كم نشده باشد ، ترش گردد و متغيّر شود . لهذا جالينوس حكم نمود كه شراب كهنهء سه ساله بايد ، تا مائيّتش « 4 » زايل شده باشد و زود متغيّر نشود . پس عسل را بر نهج اول اضافه كرده ، شراب و عنصر و دقيق كرسنه را يك جزو ساخت جهت ملايمت و موافقت « 5 » در غذائيّت « 6 » و مجموع را قرص ساخت و آن قرص اسقيل « 7 » است . بعد از آن فوثاغورس « 8 » طبيب در ترياقات اربعه « 9 » ، نظر نمود و راضى نشد . الّا به ترياق اربعهء « 10 » اول كه اندروماخس تركيب نموده بود غير از آنكه چون قسط تلخ نزديك بود به طبيعت « 11 » مرّ ، تبديل نمود قسط را به زراوند جهت نفع در « 12 » شرب ادويهء كشنده و لدغ « 13 » حيوانات گزنده . بعد از آن مارينوس « 14 » اين تركيب را ملاحظه كرد مستحسن داشت و متغيّر « 15 » ننمود . امّا نه دوا اضافه كرد : سنبل ، مشكطرامشيع ، فراسيون ، فلفل سياه ، دار فلفل ، فقاح اذخر « 16 » ،
هامش
( 1 ) . س : بشاعة ، ن : + طعم . ( 2 ) . س : لذع . ( 3 ) . س : مائية ، ن : ماهيتش . ( 4 ) . ن : ماهيتش . ( 5 ) . س : جهة ملايمة و موافقة . ( 6 ) . س : غذائية . ( 7 ) . ن : اسفيل ( ؟ ) . ( 8 ) . ن : فوياعورس . در متن عربى نيز فوثاعورس آمده است . و در بيشتر منابع از او آگاهى بدست نيامد . و الفهرست ابن نديم ( ص 512 ) از معدود منابعى است كه از او ياد كرده و او را نيز از طبيبان فترت ميان فلاطن اول و اسقلبيوس دوم دانسته كه اندروماخس اول نيز از آن جمله است كه در اين دوره مىزيسته‌اند . ( 9 ) . ن : + اول . ( 10 ) . ن : - اربعه . ( 11 ) . س : طبيعة . ( 12 ) . ن : دو . ( 13 ) . س : لذع . ( 14 ) . در صيدنه و عيون الانباء از مارينوس ياد نشده و قفطى در تاريخ الحكماء به هنگام ياد كرد انقيلاوس اسكندرانى ( ص 97 ) و پس از اينكه او را رئيس ايشان معرفى كرده ، از جالينوس و مارينوس نيز به عنوان مقدّم جماعت اسكندرانيين ياد كرده است . و در مدخل يحيى نحوى ( ص 486 ) به نقل از ابن جبرئيل مىنويسد : « اما به رتبهء اطبا اسكندرانيين مشهورين . . . و مارينوس نمىرسيد » . ابن نديم در الفهرست ( ص 521 ) از گروهى طبيبان باستانى كه تأليف كمى دارند و زمانشان به درستى معلوم نيست ، از انقيلاوس و مارينوس ياد كرده است . ( 15 ) . ن : تغيير . ( 16 ) . ن : فقاح ادخر .