و امثال آن تجربه نمود و منفعت « 1 » بسيار از آن يافت . اراده كرد « 2 » كه بعضى ادويه كه موجب « 3 » زيادتى قوّت « 4 » حبّ الغار شود ، اضافه نمايد .
جنطيانا ، و مرّ و قسط مر ، بر آن اضافه كرد « 5 » جهت « 6 » آنكه جنطيانا بهترين دوايى است جهت « 7 » لدغ عقرب و اكثر هوام و عضّ سباع و كلب كلب . و مر به لدغ « 8 » عقارب و رتيلا نافع است . و قسط مر ، نهش هوام و حيّات خصوصا افاعى نافع است و هر چهار دوا ، منقّى اعضاى غذا و نفس و مجارى بولاند .
و چون اندروماخس ، ادويهء مذكوره تركيب نمود ، ترياقى آمد در غايت جودت « 9 » . بعد از آن بدل كردند قسط را به زراوند . چنان كه بعد از اين مذكور شود و آن تركيب الحال ، مسمّى است به ترياق اربعه .
بعد از آن اقليدس « 10 » ، فلفل سفيد و دارچينى و سليخه و زعفران اضافه نمود . فلفل سفيد را جهت نفع به لدغ حيّات اضافه كرد
[ 2 b ]
و دارچينى را به جهت نفع نهش هوام خصوصا عقرب ، و سليخه را جهت « 11 » نفع به سمّ افعى « 12 » و اسود سالخ « 13 » ، و زعفران جهت تقويت « 14 » اعضاى رئيسه .
و اين ادويه ، خواص ديگر نيز دارند كه به تركيب ترياق ، لايق است چنانچه در مفردات مذكور شود . و چون اين « 15 » ادويه را اضافه نمود ، فايدهاش زياده شد ،
هامش
( 1 ) . ن : نفع .
( 2 ) . ن : نمود .
( 3 ) . ن : سبب .
( 4 ) . س : قوة ، ن : موت .
( 5 ) . ن : نمود .
( 6 ) . س : جهة ، ن : جهت .
( 7 ) . س : جهة ، ن : جهت .
( 8 ) . س : لذع ، ن : لدغ .
( 9 ) . س : جوده ، ن : جودت .
( 10 ) . اقليدس ياد شده نه اقليدس رياضىدان است . و زندگى او در كتاب تاريخ الحكماء و عيون الانباء فى طبقات الاطباء نيامده و در صيدنه نيز از او ياد نشده است . تنها هنگام برشمردن آثار حنين بن اسحاق كتابى با نام اختصار كتاب اقليدس از او ياد شده است . و ابن نديم در الفهرست ( ص 512 ) او را هم از جملهء حكمايى دانسته كه در دوران فترت ميان فلاطن اول و اسقلبيوس دوم مىزيستهاند .
( 11 ) . س : جهة .
( 12 ) . ن : افاعى .
( 13 ) . س : كلمهاى بود ناخوانا كه براساس قانون بو على سينا كه نزديكترين منبع بود و اسود سالخ آورده شده بود خوانده شد ، ن و م : - و اسود سالخ . و اين هم نوعى مار بوده است .
( 14 ) . س : جهة تقوية ، ن : جهت تقويت .
( 15 ) . ن : - اين .