تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
و امثال آن تجربه نمود و منفعت « 1 » بسيار از آن يافت . اراده كرد « 2 » كه بعضى ادويه كه موجب « 3 » زيادتى قوّت « 4 » حبّ الغار شود ، اضافه نمايد . جنطيانا ، و مرّ و قسط مر ، بر آن اضافه كرد « 5 » جهت « 6 » آنكه جنطيانا بهترين دوايى است جهت « 7 » لدغ عقرب و اكثر هوام و عضّ سباع و كلب كلب . و مر به لدغ « 8 » عقارب و رتيلا نافع است . و قسط مر ، نهش هوام و حيّات خصوصا افاعى نافع است و هر چهار دوا ، منقّى اعضاى غذا و نفس و مجارى بول‌اند . و چون اندروماخس ، ادويهء مذكوره تركيب نمود ، ترياقى آمد در غايت جودت « 9 » . بعد از آن بدل كردند قسط را به زراوند . چنان كه بعد از اين مذكور شود و آن تركيب الحال ، مسمّى است به ترياق اربعه . بعد از آن اقليدس « 10 » ، فلفل سفيد و دارچينى و سليخه و زعفران اضافه نمود . فلفل سفيد را جهت نفع به لدغ حيّات اضافه كرد
[ 2 b ]
و دارچينى را به جهت نفع نهش هوام خصوصا عقرب ، و سليخه را جهت « 11 » نفع به سمّ افعى « 12 » و اسود سالخ « 13 » ، و زعفران جهت تقويت « 14 » اعضاى رئيسه . و اين ادويه ، خواص ديگر نيز دارند كه به تركيب ترياق ، لايق است چنانچه در مفردات مذكور شود . و چون اين « 15 » ادويه را اضافه نمود ، فايده‌اش زياده شد ،
هامش
( 1 ) . ن : نفع . ( 2 ) . ن : نمود . ( 3 ) . ن : سبب . ( 4 ) . س : قوة ، ن : موت . ( 5 ) . ن : نمود . ( 6 ) . س : جهة ، ن : جهت . ( 7 ) . س : جهة ، ن : جهت . ( 8 ) . س : لذع ، ن : لدغ . ( 9 ) . س : جوده ، ن : جودت . ( 10 ) . اقليدس ياد شده نه اقليدس رياضىدان است . و زندگى او در كتاب تاريخ الحكماء و عيون الانباء فى طبقات الاطباء نيامده و در صيدنه نيز از او ياد نشده است . تنها هنگام برشمردن آثار حنين بن اسحاق كتابى با نام اختصار كتاب اقليدس از او ياد شده است . و ابن نديم در الفهرست ( ص 512 ) او را هم از جملهء حكمايى دانسته كه در دوران فترت ميان فلاطن اول و اسقلبيوس دوم مىزيسته‌اند . ( 11 ) . س : جهة . ( 12 ) . ن : افاعى . ( 13 ) . س : كلمه‌اى بود ناخوانا كه براساس قانون بو على سينا كه نزديك‌ترين منبع بود و اسود سالخ آورده شده بود خوانده شد ، ن و م : - و اسود سالخ . و اين هم نوعى مار بوده است . ( 14 ) . س : جهة تقوية ، ن : جهت تقويت . ( 15 ) . ن : - اين .