فرمايند . و هرآنچه از درجهء استقامت « 1 » به غايت « 2 » دور باشد ، اگر به ذيل عفو بپوشند ، از خلق كريم دور نيست .
و ترتيب اين رساله بر مقدّمهاى و سه ركن و خاتمهاى است . و أسأل اللّه التّوفيق لإتمام على أحسن النّظام . و ها أنا أشرع فى المرام متوكّلا على الملك العلىّ العلّام .
مقدّمه
مشتمل بر دو مطلب است :
مطلب اول در بيان وجوه تسميهء ترياق فاروق
مخفى نماند كه ترياق « 3 » لفظى يونانى است مشتق از تيريون . و گويند از تيرما كه اسم حيوانات گزنده است . و بعضى متأخّرين گويند كه ترياق « 4 » مشتق است از اسم ذوات « 5 » النهوش و اسم ذوات السموم . و اسم ذوات النهوش ، تيريون است و اسم ذوات السموم قااياقا « 6 » الآن به تفاوت نسخ . و چون اين دوا در هر دو قسم نافع بود متقدّمين ، اشتقاق ترياق از آن دو لفظ نمودند « 7 » .
و در اصطلاح اطبا ، اطلاق مىكنند و على سبيل الاطلاق دوايى مىخواهند كه بالخاصية مقاومت « 8 » با سموم كند خواه مفرد و خواه مركّب « 9 » . و بيشتر آن است كه
هامش
( 1 ) . س : استقامة ، ن : استقامت .
( 2 ) . س : غاية .
( 3 ) . ن : - مخفى نماند كه ترياق .
( 4 ) . ن : - است مشتق از تيريون . . . گويند كه ترياق .
( 5 ) . ن : دوات .
( 6 ) . ن : دوات السموم قااياق .
( 7 ) . گويا نويسندهء رساله ، در اين بخش از ديدگاه خوارزمى كاتب بهره گرفته است . در فصل شانزدهم كه پيرامون داروهاى تركيبى است ، نخستين واژهء ياد شده ترياق است كه پيرامون آن چنين نوشته : « الترياق ، مشتق من تيريون و هو إسم لما ينهش من الحيوانات كالأفاعى و نحوها و يقال له بالعربية أيضا الدرياق ؛ ترياق الأفاعى هو الترياق الفاروق » ( مفاتيح العلوم ، صص 175 - 176 ) .
( 8 ) . س : مقاومة ، ن : مقاومت .
( 9 ) . اين تعريف در صيدنه فى الطب ( ص 143 ) ابو ريحان بيرونى نيز آمده است .