كه پزشكان و دانشمندان به دربار او مىروند و در سايهء اين طيب خاطر است كه اين رسالات نوشته مىشود .
ديگر باره ، قاضى احمد قمى ذيل وقايع 962 ه . ق به هنگامى كه شاه طهماسب يكم از گنجه كوچ نموده و به صحراى بردع اطراق مىكند ، چنين نوشته است : « روز شنبه ششم جمادى الاول سنهء مذكوره از بردع به منازل قراباغ فرمودند و چند مدت در الكا به سر برده . . . و مرتضى ممالك اسلام ، شاه نور الدين نعمت اللّه يزدى به اتفاق حليلهء جليلهاش ، مهد علياء خانش خانم ، همشيرهء شاه جم جاه عالم پناه ، صبيهء خود مخدره سراپردهء عصمت و طهارت ، صفيه سلطان خانم را از دار العباده يزد برداشته و به اردوى همايون ملحق گشتهاند . نواب كامياب قمر ركاب امر فرموديد تا اسباب طوى نموده ، شهر و بازار و محلات آراسته و آيين بسته ، ترتيب آن جشن عظيم و طوى جسيم در باغ شمال و باغ عشرتآباد دهند » « 1 » .
سند ياد شده نيز دليلى ديگر براى آرامش موجود در منطقهء حكمرانى نور الدين بوده است كه استقبال شاه طهماسب از او نشانهء اطاعت او از پادشاه است و خانوادهء هوشمند شيرازى نيز پيوسته در جستوجوى آرامشگاهى براى پژوهشهاى علمى بودهاند و گزينش دربار نور الدين از جمله نشانههاى هوشمندى نويسندهء رسالهء ترياق فاروق است .
مقدمهء كتاب خود دربردارندهء دو مطلب است كه مطلب اول پيرامون نامگذارى ترياق فاروق و ديدگاههاى گوناگون پيرامون آن است و تاريخچهء كوتاهى نيز در پيدايش آن آورده كه اندروماخس اوّل را نخستين كسى معرفى كرده كه به ساخت آن موفق شده است و اندروماخس ثانى با افزودن گوشت افعى در دفع مادّهء سم ، تأثير آن را بسيار افزوده است .
براى آگاهى خوانندگان يادآور مىشود آنچه كه امروز به عنوان واكسن در برابر بيماريها مىشناسيم و پادزهرها كه پس از گزيدگى جانوران زهرآلود به بيماران تزريق مىشود ، همان چيزى است كه در گذشته به عنوان ترياق مىشناختهاند و در اين ميان
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 406 .