تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
است مشتمل بر يك مقدمه و سه ركن و يك خاتمه ، كه دست‌كم هفت نسخهء شناخته شده از آن بر جاى مانده است . نويسنده پس از مقدمه‌اى در ستايش خداوند و پيامبر و خاندان او ، پس از معرّفى خود ، از شاه نور الدين نعمت اللّه الباقى الحسينى ياد مىكند كه اين رساله به رسم تحفه به پيشگاه او هديه شده است . اين شخص حكمران يزد بوده و گويا داماد شاه طهماسب صفوى نيز بوده است و نويسنده خلاصة التواريخ از مراسم استقبال پادشاه از او و خانواده‌اش ياد مىكند . شاه نور الدين نعمت اللّه الباقى الحسينى كه رسالهء حاضر به او اهدا شده ، فرزند مير قياس الدين محمد مير ميران است كه از او و پدرش در خلاصة التواريخ ياد شده است . قاضى احمد قمى ذيل وقايع 986 ه . ق به يادكرد خاطره‌اى از دوران پايانى حكومت شاه اسماعيل پرداخته و مىنويسد : « تفصيل اين اجمال آنكه وى حسب الحكم شاه اسماعيل در خارج شهر طيبهء قم به سر مىبرد و چون خبر رحلت شاه سكندر شأن به وى رسيد ، از قم به جانب شيراز استقبال نمود و همراه موكب همايون به دار السلطنهء قزوين آمد و پنج ماه توقف داشت . آنگاه مدعيات و ملتمسات خود را ساخته مخدّرات سراپردهء عصمت كه در يزد بوده‌اند ، خانش صبيهء شاه جنّت مكان و صفيه خانم صبيهء شاه سكندر شأن ، حسب الامر مطاع به عقد نكاح اولاد اماجد ، شاه نور الدين شاه نعمت اللّه و شاه برهان الدين خليل اللّه درآورده و علما و مشايخ عقد بسته تا روانهء يزد شوند » « 1 » . پس ، شاه نور الدين داماد شاه اسماعيل صفوى بنيان‌گذار دولت صفويه و شوهر خواهر شاه طهماسب يكم بوده كه در يزد مىزيسته است . و شرح وصلت او با خاندان سلطنتى ياد شد . پس ، نور الدين شاه نعمت اللّه الحسينى الباقى كه حدود سال 930 ه . ق كه آغاز پادشاهى شاه طهماسب يكم بوده را اگر حدود بيست ساله در نظر بگيريم در سال 974 ه . ق كه سال نگارش كتاب به نام او بوده ، حدود هفتاد سال از عمر او مىگذشته است و نشان‌دهندهء آن است كه زندگى او دست‌كم چهل و چهار سال در آرامش گذشته
هامش
( 1 ) . خلاصة التواريخ ، ج 2 ، ص 671 .
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 160 | مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى