اين تاريخ كه سنهء 895 هجريّه است ، موافق سنهء 859 يزدجردى ، « 1 » شعراى شامى « 2 » در نوزدهم درجهء سرطان است به عرض سوى جنوبى از قدر اوّل زايد در نور ، و شعراى يمانى « 3 » در هشتم درجهء سرطان به عرض سوى جنوبى از قدر اوّل زايد در نور ؛ و اللّه أعلم . « 4 »
حرف الصّاد
الأعضاء
صدغ :
بناگوش .
صلب :
مهرههاى پشت ، و شرح « 5 » صورت اين در « 6 » « فقار » گفته خواهد شد .
الأمراض
صلابت اعصاب :
سختىيى است كه در پىها « 7 » عارض مىشود .
صرع :
علّتى است كه منع مىكند اعضا و روح نفسانى را از حسّ و حركت به سبب سدّه و گرفتگى غير تامّه در بطون سهگانهء دماغ ، و صورت بطون دماغ « 8 » در « انتشار » گذشت .
هامش
( 1 ) . سال يزدجردى ( يزدگردى ) : ايرانيان پيش از اسلام ، جلوس هر پادشاه را مبدأ تاريخ قرار مىدادند و چون ديگرى به جاى او مىنشست باز مبدأ تغيير مىكرد و چون يزدگرد سوم ، آخرين پادشاه ساسانى است ، جلوس او را 632 م . برابر با يازدهم هجرت ، مبدأ تاريخ گرفتهاند كه يازده سال در آغاز با سال هجرى فرق داشته است . ولى چون سال يزدگردى ، شمسى و سال هجرى ، قمرى بوده ، هر سال يازده روز و هر سى و سه سال ، يك سال اين دو مبدأ از هم بيشتر فاصله مىگيرند . ( ر . ك : التفهيم ، ص 237 ) .
( 2 ) . م : يمانى ؛ شعراى شامى ( ذراع مبسوطه ) : هشتمين ستارهء درخشان در صورت فلكى كلب اصغر است با قدر 48 / 0 و فاصلهء آن تا منظومهء شمسى 11 سال نورى است و منزل ششم ماه در نجوم احكامى ، او را غميصا نيز گفتهاند . اصطلاح فرنگى آن« procyon ». ( ر . ك : فرهنگ اصطلاحات نجومى ، ص 442 ) .
( 3 ) . شعراى يمانى ( نجم يمانى ) : نخستين ستارهء درخشان در صورت كلب اكبر است با قدر 58 / 1 و فاصلهء آن از منظومهء شمسى 9 سال نورى است ، و بدان ستارهء شباهنگ ، روز آهنگ و ورآهنگ هم گفتهاند . اصطلاح فرنگى آن« sirius »است . ( ر . ك : همان ، ص 443 ) .
( 4 ) . س : - و اللّه أعلم .
( 5 ) . م : - شرح .
( 6 ) . م : - در .
( 7 ) . س : + را .
( 8 ) . م : - دماغ .