تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

سرطان :

ورمى است سوداوى صلب كه داخل شده باشد در عضو با درد ، و به پارسى آن را خرچنگ گويند .

سدّهء بينى :

گرفتگى راه بينى است .

سل :

جراحت شش است .

سعفه :

جراحتى چند است در سر و روى ، بلكه در ساير بدن در رستنگاه موى ، و ابتداى آن بثره‌اى چند است « 1 » خفيفهء متفرّقه و سرايت به جراحت كند و به خشك ريشه « 2 » انجامد و اين دو نوع باشد : « 3 » رطبه كه ريم از آن آيد و آن را شيرينك نيز گويند ؛ و يابسه كه مانند شوره باشد « 4 » كه سبوسهء سفيد از آن ريزد .

سهر :

بىخوابى .

سوء المزاج :

« 5 » بيرون رفتن مزاج است از حدّ اعتدال و آن دو نوع است : سوء المزاج « 6 » مادّى كه سبب آن مادّه باشد ، و سوء المزاج « 7 » ساده كه سبب آن مادّه نباشد .

المتفرّقات

سنون :

آنچه در دندان مالند .

سهوكت :

بويى است مثل بوى ماهى قديد .

سموم :

زهرها .

سموم :

باد گرم .

سعوط :

دارويى كه در بينى چكانند يا ريزند .

سميد :

نان سفيد .

سرين :

پشت .

سواحل :

كناره‌هاى دريا و رودها و جوىها . « 8 »
هامش
( 1 ) . م : باشد . ( 2 ) . س : بحكشويه ( ؟ ) . ( 3 ) . م : است . ( 4 ) . م : - باشد . ( 5 ) . س : سوء القنيه . ( 6 ) . س : - سوء المزاج . ( 7 ) . س : - سوء المزاج . ( 8 ) . م : جوىها و رودخانه‌ها .