تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

ضربان :

وجعى است كه صاحبش پندارد كه محلّ وجع در جستن است .

ضربه :

كوفتگىيى است كه از « 1 » ضرب چوب و امثال آن حادث شود .

المتفرّقات

ضربان :

جستن رگ .

ضماد :

ادويه‌اى كه پخته كنند با آب غليظ القوام و بر روى محلوج « 2 » و امثال آن كنند و بر عضو عليل نهند . فايده : بدان كه فرق ميان ضماد و طلا آن است كه قوام ضماد غليظ باشد و قوام طلا رقيق كه خرقهء كتان و امثال آن بدان آلايند و بر عضو مأوف « 3 » نهند ؛ و اللّه أعلم .

حرف الطّاء

الأعضاء

طحال :

سپرز . « 4 »

طبقهء قرنيه :

طبقه‌اى است از طبقات چشم ، و در « انتشار » گفته شد .

الأمراض

طحال :

مرض طحال .

طنين :

آوازى است « 5 » باريك تيز كه عليل شنود و فى الحقيقة هيچ آواز نباشد ، و دوىّ آوازى است نرم « 6 » بزرگ .

طرفه :

نقطه‌اى است در طبقهء ملتحمه از خون تازه يا كهنه كه از بعضى عروق در طبقهء ملتحمه ريزد ، و « طبقهء ملتحمه » در « انتشار » گفته شد .
هامش
( 1 ) . م : - از . ( 2 ) . محلوج : پنبهء زده و دانه بيرون كرده را گويند كه حلّاجى شده باشد و كلمهء محلوج مأخوذ از همين كلمه ( حلّاجى كردن ) است . ( 3 ) . مأوف : آفت رسيده . ( 4 ) . تلفّظ « طحال » به معنى سپرز با « طحال » به معنى بيمارى سپرز متفاوت است . ( 5 ) . س : - است . ( 6 ) . م : + و .