شقاق :
تركيدن عضو است .
شرى :
بثرهاى است سطح او هموار با سطح اعضا و اضطراب و كرب « 1 » و خارش با آن باشد و بيشتر دفعتا حادث شود ، و به كرمانى آن را « 2 » قوص خوانند . « 3 »
شوصه :
در مبحث « ذات الجنب » گذشت . « 4 »
المتفرّقات
شحم :
گاه بر پيه جانوران اطلاق كنند و گاه بر جسمى سفيد كه در ميان انار و بالنگ و حنظل باشد .
شياف مرارات :
شيافى است كه از زهرههاى حيوانات سازند .
شير حليب :
شير تازه .
شبق :
غلبهء نعوظ .
شوك :
خار .
شبه :
ضدّ مس است ، يعنى برنج . « 5 »
شعرى :
دو كوكباند از كواكب ثابته : يكى را شعراى يمانى و يكى را شعراى شامى گويند .
فايده : بدان كه زمرهاى از حكما به حكم رصد ، بعضى از كواكب ثابته را موضع و قدر و مزاج تحقيق كردهاند ؛ از آن جمله اين دو كوكب را احوال تحقيق كردهاند و گفتهاند در
هامش
( 1 ) . م : كربه .
( 2 ) . م : - آن را .
( 3 ) . م : گويند .
( 4 ) . م : گفته شد .
( 5 ) . برنج : معرّب پرنگ كه به هندى پتيل گويند و به تازى ارزير نامند و ترجمهء « شبله » كه به هندى كافسه و بتيل گويند و آن آلياژى يا تركيبى از بعضى فلزّات به رنگ زرد چون مس و قلع و روى ( به نسبت 67 قسمت مس و 23 قسمت روى ) و گاهى سرب مىباشد كه از آن ابزارهايى چون سماور و سينى و غيره مىسازند . ( ر . ك :
فرهنگ فارسى ؛ و نيز : لغتنامه ) پس شبه يا برنج ضدّ مس نيست ، بلكه مس ناخالص آميخته با آلياژهاى ديگر است .