تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦

سارى :

سرايت‌كننده .

سوس :

كرمى كه در جامه‌ها پيدا مىشود و مىخورد ، « 1 » و سوس بر مهك « 2 » كه به كرمانى متكو و مده گويند ، اطلاق كنند .

سكرچه :

اسكرجّه است ، و در « الف » گفته شد .

سلى :

خار خرما .

سبع :

دد و دام بود « 3 » ، مثل شير و پلنگ و گرگ .

سمين :

فربه .

سوق الغزال :

« 4 » ساق‌هاى آهو بره . « 5 »

سلّاقه :

« 6 » جوشانيدهء چيزها .

حرف الشّين

الأعضاء

شريان :

رگ‌هاى جهنده است و اصل اين رگ از دل رسته و فايدهء او آن است كه روح حيوانى را به جميع اعضا مىرساند .

شقيقه :

دو موضع است از دو جانب سر ، ميان گوش و دنبالهء ابرو .

شراسيف :

بعضى از استخوان‌هاى پهلو است .

الأمراض

شقيقه :

درد نيم سر .

شهوة كلبيّه :

گرسنگىيى است دايم كه به هيچ سير نشود .

شعيره :

ورمى است طولانى در كنار پلك چشم مانند دانهء جو .
هامش
( 1 ) . سوس ، در اين معنى ، از كلمهء تازى « سوس » ، آرامى « شوشا » ، يونانى « سس »( SeS )، آشورى « ساسو »( S Sv )، به معنى بيد است ( ر . ك : حاشيهء برهان ، ذيل « سوس » ) و آن كرمى است كه جامه‌هاى ابريشمى را ضايع كند . ( غياث اللغات ) . ( 2 ) . مهك : سوس يا شيرين بيان نيز گويند و آن گياهى است دارويى كه بيخ آن را اصل السّوس و اصابع السّوس و شيرهء آن را ربّ السّوس گويند . ( ر . ك : لغتنامه ) . ( 3 ) . م : است . ( 4 ) . س : سئوق الغزالان . ( 5 ) . م : - بره . ( 6 ) . س ، م : سلاق ؛ به قياس اصلاح شد .