تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩

صلابت رحم :

ورمى است صلب كه زهدان را عارض مىشود .

صبارا :

جنونى است مفرط با سرسام حارّ صفراوى .

المتفرّقات

صعود بخار :

بالا رفتن بخار .

صعتر :

آويشن . فايده : بدان كه اصل صعتر ، سعتر است به سين ؛ امّا در كتب طبّى تا مشتبه به شعير نشود به « صاد » نويسند .

صبغ :

رنگ ، و نانخورش .

صخرى :

زمين سنگستان .

صخر :

سنگ .

صلايه :

سنگى است كه جواهر و طيوب « 1 » را « 2 » بدان سايند ، امّا به نفس ساييدن مشهور شده « 3 » .

صيت معنعنه :

آواز پياپى .

صرّه :

گره كه بر خرقه زنند و چيزى بر آن بندند .

حرف الضّاد

الأعضاء

ضلع :

دندانهء پهلو است ، و صورت آن در « فقار » « 4 » خواهد آمد .

الأمراض

ضيق النّفس :

حالتى است كه صاحب آن راه نفس را « 5 » تنگ يابد .
هامش
( 1 ) . به صلايه ، مدق الطّيب ( سنگ بوى ساى ) نيز گويند و آن سنگى است كه به دست گرفته ، دارو سايند ، و گاه سنگى در زير صلايه مىگذارند كه آن سنگ زيرين را « فهر » گويند . ( ر . ك : لغتنامه ) ؛ م : طيب . ( 2 ) . س : - را . ( 3 ) . م : است . ( 4 ) . م : قفا . ( 5 ) . م : - را .