رطل :
« 1 » نيم من است . « 2 »
رقيق :
تنك و روان .
رجيع « 3 » :
براز .
رتيلا :
نوعى از عنكبوت است كه در خراسان آن را عمده « 4 » گويند و در بعضى مواضع ديلمه و دلمه « 5 » و ديلمك نيز گويند .
راسن مخلّل :
زنجبيل شامى در سركه پرورده .
رخاوت :
سستى .
ردائت :
« 6 » بدى .
رفق :
آهستگى و مواسات .
ربّ :
آب « 7 » غوره و انار و امثال آن كه بجوشانند تا ثلث يا ربع بماند بىشيرينى .
روح حيوانى و طبيعى و نفسانى :
« 8 » و در حرف « الف » در « ارواح » « 9 » گفته شد .
رطوبت فضلى :
رطوبتى است كه از هضم غذا يا دوا كه در معده به سبب غليظى يا سختى هضم تمام نيافته باشد و در رگها هضم تمام بيابد ، پيدا شود . « 10 »
حرف الزّاء « 11 »
الأمراض
زكام
و نزله :
عبارت است از فرود آمدن مادّه از سر . پس اگر از طريق بينى آيد ، آن را
هامش
( 1 ) . رطل : كه به صورت « ريطل » و « روطل » نزد اروپاييان در قرون وسطى « رطلو » يا شبيه آن تلفظ مىشد ، از « ليترون » يونانى است كه اغلب واحد وزن متداول در شرق عربى را تشكيل مىدهد . يك رطل مساوى 12 اوقيه ( اونس ) و يا 100 / 1 قنطار است . رطل واحد وزن و پيمانه به دوران قبل از اسلام بازمىگردد و نزد اعراب در دادوستد روزانه به كار مىرفته است . رطل كه ريشهء يونانى آن معروفتر است ، در زبان لاتين ، ليبرا( Libra )يا( Rofulus )ناميده مىشود . رطل در تقسيمات وزن به 12 بخش تقسيم مىشود كه هر بخش آن اوقيه( Vakie )نام دارد ( اوزان و مقياسها در اسلام ، ص 43 ) .
( 2 ) . س : - است .
( 3 ) . م : رجع .
( 4 ) . م : عده .
( 5 ) . س : ويله و لدد .
( 6 ) . س : ردارة .
( 7 ) . م : - آب .
( 8 ) . س : - حيوانى و طبيعى و نفسانى .
( 9 ) . س : - در ارواح .
( 10 ) . س : - پيدا شود .
( 11 ) . م : + الأعضاء .