و با ، فايدهء بسيار دارد و از جهت صحت و دفع مرض مجرّب است .
و از جملهء ادعيهء مشهوره مأثوره جهت استعاذه اين كلمهء جامعهء رسول است - عليه السّلام - كه : « اللّهمّ إنّى أعوذ برضاك من سخطك و أعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك » . « 1 »
و صاحب قلب سليم و عقل مستقيم را اين دعا معلوم است كه استعاذه را سه مرتبه است :
اوّل مرتبهء عوام ، كه اكثر مردم ايّام به آن طريق استعاذه مىنمايند ، چه طريق ايشان در استعاذه اين است كه به زبان مىگويند : « اللهمّ إنّى أعوذ برضاك من سخطك » . و به دل از اين لفظ ، اين معنى قصد مىكنند كه خداوندا ما پناه مىبريم به رضا و خشنودى تو از شر غضب و ناخشنودى تو . يعنى به اسباب رضا و خشنودى تو مىگريزيم از شرّ اسباب ناخشنودى تو . زيرا كه مثل صلات و زكات و ساير عبادات و انبيا و اوليا و ملائكه و علما و شهدا كه اسباب رضاى حقند و اسباب غضب « 2 » او كه معصيت اوست و مخالفت امر و نهى او و شياطين و جن و حسود هرچه مظهر شرّ باشد ، صاحب اين مرتبه استعاذه به اسباب رضا مىگريزند و به آن دست اميد مىآويزد از شر اسباب غضب . پس صاحب اين مرتبه ، اسباب را نافع و ضارّ مىداند و ليكن به اذن حق تعالى .
دوم مرتبه خواص بود و طريقهء استعاذه اين قوم اين است كه چون به زبان بگويند :
« اللهم إنّا نعوذ بمعافاتك من عقوبتك » به دل قصد كنند كه اشيا نافع و ضارّ نيست ، بلكه نفع و ضرّ غير حق را نيست و نفع و ضرر اشيا ، نفع و ضرر اوست و اشيا ، آلت نفع و ضرّ حق تعالى است . چون اين طايفه بگويند :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ
« 3 » . اين قصد كنند كه پناه به پروردگار عالم مىبريم از شرّ عذاب او كه از مخلوقات او ظاهر مىگردد . و در لفظ حديث اشارت به اين هست ، چه عفو و عقوبت را به حق نسبت كرده كه فرموده « أعوذ بمعافاتك من عقوبتك » .
هامش
( 1 ) . احاديث مثنوى ، ص 2 .
( 2 ) . س : عضب .
( 3 ) . فلق / 1 - 2 .