و اگر طور ظهور ناقص باشد ، چنان كه اكثر صفات حق در آن مظهر ظاهر نباشد ، آن نوع موجود ، جماد بود . و اگر طور ظهور حق ، نه كامل باشد و نه ناقص ، بلكه ميانه باشد ، آن موجود ، حيوان بود . و غير حيوان مثل نبات و ساير كاينات .
پس انسان بهترين موجودات و شريفترين كاينات باشد ، زيرا كه جميع صفات حق در او ظاهر است ، چه انسان سميع و بصير و مريد و قدير و عليم و حىّ و متكلّم است ، چنان كه حق نيز چنين است . و معنى « إنّ اللّه خلق آدم على صورته » « 1 » همين بود ، يعنى حق تعالى آدمى را به صورت خود آفريد و صفات خود همه در او ظاهر گردانيد و چنان كه آدمى به واسطهء اتصاف به صفات حق ، بهترين كاينات و شريفترين موجودات است ، همچنين سلطان نيز به واسطهء آنكه همهء صفات حق در او ظاهرتر است ، بهترين آدميان و شريفترين انسان است . و چون جميع صفات اللّه تعالى در او ظاهرتر و قوّىتر است ، پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرموده : « السّلطان ظلّ اللّه » « 2 » يعنى پادشاه سايهء إله است ، زيرا كه بر صفت اوست ، همچنانكه سايه بر صفت صاحب سايه . و چون سلطان ، سايهء رحمت است و حضرت رحمان « 3 » به موجب
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ
« 4 » هر زمان در شأنى است از شئون جلال و جمال ، حسن سلطان نيز هر زمان در شأنى خواهد بود از شئون جمال و جلال . و چنان كه هر شأن حق تعالى خوب و مرغوب است ، هر شأن سلطان نيز كه سايه و عكس آن شأن است ، خوب و مرغوب خواهد بود و معنى :
هرچه آن خسرو كند ، شيرين بود
رباعى
سلطان كه بُوَد سايهء رحمان رحيم * باشد به صفات ذات موصوف ، مقيم
هر كار كه سلطان بكُند ، خوش باشد * زان روى كه كار او بُوَد كار حكيم
هامش
( 1 ) . احاديث مثنوى ، ص 213 .
( 2 ) . شرح فارسى شهاب الاخبار ، ص 40 .
( 3 ) . س : رحمن .
( 4 ) . رحمن / 29 .