پس پيش اين طايفه ، فعل غير حق را نباشد . چه فعل منحصر است در نفع و ضرر ، و هر دو از اوست . و اين طايفه ، صاحب توحيد افعالند ، زيرا كه جميع افعال ، فعل حق مىدانند و هيچ فعل از غير حق نمىدانند و آن فعل را نيز نظر به ذات فعل محض خير مىدانند و شريّت و بدى آن از نسبت تغيير « 1 » است .
رباعى در توحيد افعال
هر فعل و اثر كه در جهان مىبينى * آن فعل حق است اگر عيان مىبينى
در ملك خدا نيست كسى را كارى * گر نيك تو از ديدهء جان مىبينى
سيوم مرتبهء خاص الخاص بود و طريقهء اين طايفه در استعاذه آن است كه چون به زبان بگويند :
قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ .
اين معنى قصد كنند كه « أعوذ بك منك » يعنى از تو به تو مىگريزيم . چه پيش اين طايفه موجود غير حق نيست . و مذهب ايشان اين است كه حق است كه در مظاهر اشيا ظهور كرده ، ليكن اكثر مردم نمىدانند ، چنان كه جبرئيل در صورت آدمى بر مريم ظهور كرده بود و مريم نمىدانست . قال اللّه تعالى :
فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا
« 2 » . پس عالم و آدم پيش اين طايفه ، تمثل حق است در صورت عالم و آدم . و چنان كه تمثّل جبرئيل در صورت دحيهء كلبى عجب نيست و امرى واقع است ، تمثّل حق در صورت عالم و آدم چه عجب باشد .
و همچنانكه پيغمبر - صلّى اللّه « 3 » عليه و سلّم - مىدانست كه جبرئيل متمثل شده در صورت دحيهء كلبى و ليكن صحابه نمىدانستند ، همچنين اهل اين مرتبهء توحيد مشاهده مىكنند كه حق است كه تمثل در صورت عالم و آدم نموده و ليكن اكثر مردم نمىدانند . و بعضى كه خاص الخاص انامند ، مىدانند . و هركس به زبان خود ادا مىكند در طرزى كه در سخنورى دارد ، چنان كه فردوسى به طرز خود گفته :
هامش
( 1 ) . س : تغير .
( 2 ) . مريم / 17 .
( 3 ) . س : - اللّه .