لبيب عارف ، ظاهر است و در بعضى اوقات چهار درم ياقوت و سه درم لؤلؤ اضافه كرده بود و دو مثقال ورق طلا و دو مثقال ورق نقره و تفريحش زياده گشته بود .
رباعى در خوردن ياقوت
در وقت و با بنوش ياقوت بسى * كز شرّ و با خلاصى اى جان ! ز كسى
ياقوت و مفرّحات ياقوتى هم * مى نوش ولى مده به هر دون و خسى
فصل سيوم : در تدبير حركت و سكون
امّا تدبير حركت و سكون بدنى آن است كه چون حركت بدنى ، محرّك اخلاط است و حركت اخلاط در ايام و با مناسب نيست خصوصا در بدنى كه ممتلى باشد ، پس حركت مناسب نباشد . و چون افراط سكون ، موجب افراط رطوبت مزاج است و مادّهء عفونت ، رطوبت است ، پس افراط سكون نيز ملايم نيست .
و وقت حركت ، زمانى بود كه طعام در معده هضم يافته باشد و قبل از انحدار جهت انحدار مناسب بود تا طعام در قعر معده قرار گيرد و ليكن در وقت انهضام « 1 » طعام ، سكون مناسب بوده حركت بعضى اعضا دون بعضى ، مثل خواندن كه موجب حركت آلات تنفس بود و دفع فضلات سينه كند و مثل كمان كشيدن كه سبب حركت شانه و گردن و غيرها بود جايز است . مردم معتاد را در ايام و با و « 2 » بالجمله سكون در ايام و با بهتر بود از حركت ، ما دام كه به افراط نباشد . و سوارى در صحرايى كه دور از شهر وبايى باشد ، خوب است و در نزديك خوب نيست .
رباعى در تدبير حركت
در خانهء خويشتن در ايّام و با * ميل حركت مكن به جايى اصلا
زيرا حركت ، محرّك اخلاط است * طاعون [ نشود ] ز مرد ساكن پيدا
هامش
( 1 ) . س : انهطام .
( 2 ) . س : + اند يكى بعض اعضاء نيز همچنين .