تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 544

مساهمون:

ص٥٤٤
ثلاث ، بليلج ، آملج « 1 » ، فلفل ، دار فلفل ، زنجبيل ، سعد ، شيطرج هندى ، سنبل هندى از هر يك شصت درم ، تخم شبت : دوازده درم ، تخم كراث : دوازده درم ، خبث الحديد مدبّر به سركه بعد از به روغن بادام چرب كرده ششصد درم ، مقل ازرق : پنجاه درم ، سندروس : پنج درم ، مصطكى ، بوزيدان ، بسباسه ، سورنجان ، خولنجان ، تودرى سفيد ، تودرى سرخ ، خصية الثعلب ، شقاقل هريك ده درم ، صندل ، گل ارمنى ، گل مختوم هريك شش درم ؛ انجبار هشت درم ، جوز الطيب هشت درم ، افيون دويست درم ، زعفران صد درم ، مسك : پنج مثقال ، سليخه دوازده ، دارچينى : صد ، قرفه ، قرنفل ، قاقله كبار و صغار ، گل سرخ ، كبابه هريك دوازده درم ، فادزهر حيوانى : دو درم ، جدوار خطايى : چهار درم ، لب اللوز « 2 » ، لب الجوز « 3 » ، لب الفندق « 4 » ، لب الفستق « 5 » ، لب حب الصنوبر « 6 » هر يك ده درم ، آب سيب ، آب به ، آب امرود ، آب انار ، انگور رسيده ، هر يك صد درم « 7 » ، در عسل ضعف ادويهء مفرده به قوام آورند و ادويهء كوفته در او ريخته و در ظرف « 8 » چينى نگاه دارند و بعد از شش ماه يا چهار ماه بنوشند . و مدت بقاى اين تركيب بيشتر از بيست سال بود . و چندانكه ماند بهتر شود « 9 » . و در كيفيت قوىتر گردد و اين معجون جهت بواسير و اسهال معدى و اسهال دموى و جميع اوجاع و جميع نزلات و جهت دفع سرايت طاعون و دفع طاعون حادث و جهت تبهاى نوبت و جهت سموم نظير ندارد و مجرّب است . و بالامتحان يك درم « 10 » اويهان « 11 » و مقدار مستعمل از نيم درم تا دو و سه درم به قدر قوّت شخص و ضعف . و كسى كه مدّت پانزده سال بر اين معجون مداومت كرد ، همه چيزى « 12 » از او ديد و در تقويت فهم و حفظ نيز بىنظير است و سبب اين خواص بر طبيب
هامش
( 1 ) . س : آبلج . ( 2 ) . خصية الثعلب : مغز بادام . ( 3 ) . لب الجوز : مغز گردو . ( 4 ) . لب الفندق : مغز فندق . ( 5 ) . لب الفستق : مغز پسته . ( 6 ) . لب حب الصنوبر : مغز چناردانه . ( 7 ) . س : صدرم . ( 8 ) . س : طرف . ( 9 ) . س : شد . ( 10 ) . س : يكرم . ( 11 ) . با همهء كنكاشى كه شد ، معنى و مفهوم اين واژه در منابع پيدا نشد و عينا ذكر گرديد . ( 12 ) . س : چيزه .