سرخ يا سبز يا زرد يا سفيد تا از ضرر ، بعيد باشد .
و در مجلس شراب بايد كه همه چيزى از محبوبات و مطلوبات طبيعت باشد و شراب را اندكاندك در قدحى كوچك بايد خورد و تنقّل ترك بايد كرد ، و مستى در يك ماه دو بار جهت راحت قوتها جايز است ، چنان كه حافظ گفته « 1 » :
مطلع
شراب تلخ مىخواهم كه مرد افكن بُوَد زورش * كه تا يك دم برآسايم ز دنيا و شر و شورش
و در جواز استعمال شراب ، جهت تداوى ، سخن بسيار است . و ليكن مولانا جلال الدين محمّد دوانى « 2 » - عليه الرحمة و الغفران - بر سبيل ظرافت بيتى گفته كه :
بيت
درد خمار دارم و درمان من مى است * اى خواجه ! « 3 » مى ز بهر مداوا ، حرام نيست
و مردم لوند و اوباش اين بيت را بهانهء شراب خوردن ساختهاند و گفتهاند :
بهار است در كش مى ارغوانى * به فتواى ملّا جلال دوانى
و مولانا مىگفته كه مقصود ما از آن بيت ترجمهء بيت مجنون بود كه گفته :
شعر
تداويت من ليلى بليلى من الهوى * كما يتداوى شارب الخمر بالخمر « 4 »
و قصد ما فتواى شراب نبود و أستغفر اللّه من قول بلا عمل . و ما نيز از اين گفته پشيمان گشتيم .
هامش
( 1 ) . س : - گفته .
( 2 ) . از دانشمندان سدهء نهم و دهم هجرى ( 830 - 908 ه . ق ) و معاصر صدر الدين دشتكى كه مزار او اكنون در شهر دوان به نام آرامگاه ملّا جلال معروف است .
( 3 ) . س : خواچه .
( 4 ) . الموشّح ، ص 420 .