مىرساند به واسطهء دماغ و جگر مىرساند ، سلطان نيز مىبايد كه هر فيض كه به مردم رساند به واسطهء وزير رساند . و همچنانكه فيض عام او به واسطهء جگر است و فيض خاص او به واسطهء دماغ ، چه دماغ و روح نفسانى را كه سبب حس و حركت است به اعضاى مدركه و محركه مىرساند و جگر اعضا را به جميع اعضا مىرساند ، همچنين فيض خاص و عام سلطان به مردمان ، مىبايد كه به واسطهء وزير باشد تا وجود شريف سلطان در پردهء حجاب عظمت و حشمت بماند و در چشم مردمان چون ساير مردم نباشد .
و از اين است كه سلطان مىبايد كه محجوب باشد تا حشمت او از چشم مردم نرود و چشم بد و غير در او اثر و ضرر نكند . و همچنانكه كه دل هرچه مىستاند از جگر ، كه وزير اوست ، مىستاند و بىواسطهء جگر چيزى از اعضا نمىستاند ، چه خون كه مادّهء روح حيوانى و غذاى اوست ، از جگر مىستاند ، همچنين سلطان نيز مىبايد كه هرچه از رعيت و مملكت و غير رعيت ستاند ، به واسطهء وزير بستاند .
و بالجمله چنان كه قبض و بسط دل ، به وزير جگر است ، سلطان نيز مىبايد كه قبض و بسط او تمام به واسطهء وزير بود و بىمشورت و مشاركت وزير خبير ، قبض و بسطى نكند :
وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 1 » .
رباعى
سلطان بايد چو دل كند عدل مُدام * كارش همگى عدل بُوَد در ايّام
چون دل به وزير جگرش لطف كند * او هم به وزير خود كند لطف تمام
فصل : در صفت وزير
چنان كه جگر كه وزير دل است و در قبض و بسط ، قانون عدالت رعايت مىكند ، همچنانكه جگر مادّهء غذاى اعضا را از جايى معيّن مىستاند مثل معده و امعاء و ماساريقا ، و آن غذا را بر اعضاى ديگر قسمت مىكند . و چيزى از آنكه از معده و امعاء و
هامش
( 1 ) . بقره / 245 .