تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
زياده . همچنين سلطان مىبايد كه هركس را طورى اسباب معيشت بدهد ، بعضى را زياده و بعضى را كم . و چنان كه دل يك دم ، بىكرم و بخشش نباشد تا در چه چشم اهل عالم محترم باشد ، چنان كه دل در چشم اعضا . و چنان كه دل در آن كرم ، مادّهء كرم وجود خود را از اعضا مىستاند ، چه هر دم ، خون را كه مادّهء روح بود ، از جگر مىستاند و آن خون را روح حيوانى مىسازد و به ساير اعضا ، دم به دم آن روح را مىبخشد . همچنين سلطان نيز مىبايد كه در آن دم او هم نيز مادّهء كرم خود را از رعيت بستاند تا تواند كه بخشش كند . و از اينجا معلوم شد كه سلطان چون دل « 1 » و سايهء خداست ، بايد كه هر زمان در شأنى باشد . شأنى آنكه ببخشد و شأنى آنكه بستاند :
وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ
« 2 » . پس سلطان نيز بايد كه هر زمان در قبض و بسط باشد . و سلطان اگر نيك تأمل كند و بداند كه چون دل ، سايهء خداست و خليفهء اوست ، بداند كه خواب و آرام و غفلت از حال مملكت بر او حرام است ، چه دل يك دم آرام ندارد به جهت آنكه بار تدبير اعضا « 3 » بر دل دارد . و همچنين سلطان نيز مىبايد كه غفلت و راحتى كه سبب غفلت از ملك و لشكر و رعيت شود بر خود حرام گرداند و بر خود آية
لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ
« 4 » بخواند و از اينجا سرّ حرمت غفلت خود بداند . موسى - عليه السّلام - از حق تعالى پرسيد كه يا ربّ تو را خواب چرا نيست ؟ حق تعالى دو شيشه به دست موسى داد و گفت : هر شيشه‌اى به يك دست خود نگاه دار . چون موسى به خواب رفت ، آن دو شيشه بر هم خورد و شكست . پس حق تعالى گفت : شيشهء آسمان و زمين در دست قدرت من است ، اگر خواب كنم هر دو بشكند ، چنان كه دو شيشه‌اى كه در دست تو از خواب تو شكست . مقصود اين است كه غفلت حرام است بر سلطان ، نه خواب و راحت . چه خواب ،
هامش
( 1 ) . س : + خليفه . ( 2 ) . بقره / 245 . ( 3 ) . س : اعصاء . ( 4 ) . بقره / 255 .