تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
ماساريقا ستده ، باز جهت غذاى ايشان باز مىدهد و همچنين وزير نيز مىبايد كه مال سلطان را از جايى چند معيّن بستاند كه مردم رعيت‌اند و لشكر و مسلم نيستند و آن مال را كه از رعيت ستده بر لشكر و غيره صرف كند . و چيزى از آن باز به رعيت اگر حاجت باشد بدهد ، چنان كه جگر به معده مىدهد . همچنانكه اعضا به معاونت يكديگر مىباشند ، اهل عالم نيز به معاونت يكديگر باقى مىباشند و به معاونت از هم نمىپاشند . و از اين است كه حق تعالى امر به معاونت فرموده و گفته :
وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى
« 1 » . يعنى يارى يكديگر به نيكوكارى بدهيد و به بدكارى يارى مدهيد . و چنان كه جگر وزير دل است ، بعضى مال سلطان دل را در عضوى چند ذخيره مىكند ، چه صفراء در خزينه‌اى « 2 » كه مراره است و سودا در خزينهء « 3 » سپرز و خون و بلغم را در خزينهء « 4 » عروق ذخيره مىكند ، همچنين وزير مىبايد كه اموال سلطانى را در خزاين متعدده نگاه دارد و در وقت احتياج به قانون ، صرف كند . و چنان كه خزينهء « 5 » صفرا كه جهت دفع فضله است - كه عدوى بدن است - جداست ، همچنين خزينهء سلاح سلطان كه جهت دفع عدوى فضله‌صفت است جدا مىبايد غير از « 6 » خزينهء « 7 » مال . و چنان كه خزينهء غذا كه حكم مال دارد دايم در بدن ، پيش دل حاضر است ، همچنين خزينهء مال سلطان نيز حاضر مىبايد تا در زمان احتياج ، به آسانى در آن تصرف تواند كرد . و چنان كه جگر كه وزير دل است ، هر عضوى را غذايى كه مناسب اوست مىدهد ، چه در غذايى مثل ، قدرى صفرا اضافه مىكند و در غذايى مثل استخوان ، قدرى سودا ؛ همچنين وزير سلطان نيز مىبايد عطاى هركس و وظيفهء هركس ، مناسب شأن آن كس بدهد تا رعايت عدالت كرده باشد .
هامش
( 1 ) . مائده / 2 . ( 2 ) . س : خرينه . ( 3 ) . س : خرينه . ( 4 ) . س : خرينه . ( 5 ) . س : خرينه . ( 6 ) . س : ار . ( 7 ) . س : خرينه .