يكى از شش امر ضرورى آدمى است كه زندگانى بىيكى از آنها متصوّر نيست . و چنان كه دل را وزير بصير خبير كريم ضرورى است همچنين سلطان را از وزير بصير خبير گزيرى نيست و وزير خبير بصير حكم سامعه و باصرهء سلطان دارد ، چه اخبار رعيت و احوال مملكت چنان كه وزير مىبيند و مىشنود و به سلطان مىرساند . و چنان كه دل را جاسوسان حواس خمسه در بدن هستند كه احوال اعضا به او مىرسانند و به ايشان صدق اخبار ديگر اعضا مىداند ، همچنين سلطان را نيز جاسوسان راستگو بايد تا احوال مملكت و صدق اخبار مردم به تحقيق از ايشان بداند . و چنان كه دل ، در كرم اسراف ندارد ، چه تمام روح را به يك دم به اعضا نمىبخشد . ليكن دايم به تدريج مىبخشد ، سلطان نيز مىبايد كه دم به دم در كرم و بخشش باشد ، ليكن نه به اسراف ، چنان كه مادّهء كرم دم به دم كه ضرورى است نماند .
وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ
« 1 » در اين معنى تمام است .
و بالجمله سلطان بايد كه دل خود را امام خود سازد و به افعال او در بدن نظر كند كه چون مىكند ، او نيز در مملكت آنچنان كند تا همه كس مثل همهء اعضا از او راضى باشند و در دفع ضرر و طرد اعداى او كوشند و تفصيل مقال در اين افعال را كتابى بزرگ مىبايد و مثل اين مختصر ، تاب تفصيل آن اقوال و افعال ندارد . ليكن در اين رساله دو امر اهمّ اقدم را ذكر كنيم : يكى طريق رعايت علما ، يكى طريق رعايت وزرا ، و چون علم ، اهمّ و اقدم است طريق رعايت علما را مقدّم داريم .
رباعى
سلطان بايد كه همچو دل كار كند * از بهر رعيت به خود آزار كند
زحمت كشد و سفر كند در عالم * تا مردم عالم به خودش يار كند
هامش
( 1 ) . اسراء / 29 .