تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
و اصل اين حكايت آن است كه جنّيان پيش از زمان رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - در اطراف آسمان مىنشستند و حكايت و اخبار آسمانيان كه جهت حوادث اهل عالم مىگفتند مىشنيدند . و آن اخبار و حكايتهاى غيب را كه شنيده ، به كاهنان مىگفتند تا كاهنان كه دوستان جنّيان بودند ، دعوى علم غيب مىكردند . و به واسطهء علم غيب ، از مردم عالم زر مىستدند . چون زمان بعثت رسول نزديك شد ، از بركت قدوم مبارك او جنّيان از آنجا ، به شهاب ممنوع شدند تا كسى غير از پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - علم غيب نداند ، چنان كه گفته :
فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« 1 » . و بر صاحب ذهن ثاقب پوشيده نيست كه شهاب ثاقب كه جهت سوختن جن است ، غير هواى غليظ را نمىسوزد ، پس جن همين « 2 » هواى غليظ باشد كه متعفن مىشود به واسطهء كثرت غلظت . و چون همين هواى غليظ متعفن ، سبب طاعون است به ملاقات او روح و اخلاط ، پس طاعون از طعن او باشد . و چنان كه دريا منبع حيوانات است ، كرهء هوا نيز منبع جنّيان است . و حيوانات مختلفه به صورتهاى ديگر در هوا بسيار است ، چه در ايام بهار وزغ « 3 » از هوا مىبارد و در قلعهء كماخ در اوّل تحويل آفتاب به حمل تا سه روز مرغى چند فربه بىبال و پر از هوا مثل باران مىبارد و اهل كماخ آن مرغها را جهت ذخيره ، نمكسود مىسازند و در موسم كمى گوشت مىخورند . و بعد از سه روز آن مرغها كه گرفتار كماخ نگشتند ، پر برمىآورند و مىپرند . و گمان مردمان اين است كه سلوى « 4 » اين مرغهاست و آيت :
وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى
« 5 » اشارت به اين است و حالى منقطع نشده ، چنان كه منّ كه گزانگبين بود ، آن نيز منقطع نيست . و در كردستان ، منّ بسيار است ، چنان كه در كماخ ، سلوى . و چون امثال اينها عجب نيست بودن ، جن در هوا به شكل هوا چه عجب باشد ؟
هامش
( 1 ) . جن / 26 . ( 2 ) . س : + همين . ( 3 ) . س : وزع . ( 4 ) . سلوى : بلدرچين . ( 5 ) . بقره / 57 .