افعال و صفات و ذات جز حق را نيست * در ملك خدا نيست كسى را شركت
فصل : در علامات و با
چون اسباب و با معلوم شد ، علامات آن نيز معلوم بايد كرد . بدان كه حكما گفتهاند كه بسيارى شهب در فصل خزان ، دليل نزديكى وباست . و شهب جمع شهاب بود و شهاب ستارهاى است كه به شكل آتش در هوا حركت كند از طرفى به طرف ديگر . و بيشتر حركت او از فوق به تحت بود و اگر از طرف راست به طرف چپ حركت كند ، در همين حركت نيز از جانب فوق به تحت حركت او محسوس باشد ، چنان كه مردم تخيّل كنند كه ستارهاى از آسمان به زمين ريخت .
و كثرت شهب ، چنان كه علامت وباست ، پيش عاقل علامت آن است كه طاعون از طعن جن بود ، زيرا كه شهب به قول اهل شرع ، جهت رجم و دفع شياطين و جنّيان است ، غير هواى غليظ را نمىسوزد . و همين هواى غليظ است كه سبب و با و طاعون است . پس اين هواى غليظ جن باشد و سبب طاعون نيز جن باشد . و هواى غليظ چون مركّب است از عناصر اربعه ، چون بدن زيد كه مركّب است از عناصر اربعه ، پس اگر نفس ناطقهء جنّى به او متعلق باشد ، چنان كه نفس ناطقهء انسى متعلق به بدن زيد است ، جاى تعجب نباشد ، چنان كه نفس در تعلق نفس به بدن زيد جاى تعجب نيست .
و امّا بيان آنكه شهب ، جهت رجم شياطين و جنيان است اين است كه در قرآن است :
أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً
« 1 » . يعنى ما كه جنيانيم پيش از اين ، زمانى در مكانى نزديك آسمان مىنشستيم از براى شنيدن كلام ملائكه . اين زمان هريك از ما كه در آن مكان مىنشيند ، شهابى مىبيند كه از براى سوختن و مىآيد .
اگر نمىگريزد ، ناچار « 2 » به آن شهاب مىسوزد .
هامش
( 1 ) . جن / 9 .
( 2 ) . س : ناجار .