و همچنين بو على گفته كه گاه باشد كه سبب عفونت هوا وضعى فلكى بود . و ليكن تحقيق اين سخن اين است كه هرگز عفونت هوا بىسبب وضعى فلكى نمىشود ، زيرا كه هر حادثهاى كه در عالم عناصر مىشود ، از وضعى فلكى حادث مىگردد ، چنان كه مقرّر است و خصوص اوضاع فلكيه يا علّت « 1 » قريبهء حوادثاند ، يا علّت بعيده . و ليكن تفصيل اين اوضاع جهت خصوص حوادث كس نمىداند ، ليكن منجّمان دعوى دانش اين تفصيل مىكنند ، ليكن در اين دعوى كاذبند ، چنان كه خسرو گفته :
حشو مىگويد منجّم ، ژاژ مىخايد حكيم * هر دو از تحقيق كار آگه نيند ار باور است
بلكه تحقيق كار آن است كه اللّه تعالى به هيچ سببى در هيچ فعلى احتياج ندارد ، چه او قادر است كه بىاعانت سبب و آلت ، جميع موجودات را ايجاد كند و حوادث را احداث نمايد ، ليكن اسباب را پردهء ذات خويش گردانيده تا حكمت او ظاهر شود و ارباب ضلالت به اسباب ، ضلالت يابند و از او محجوب گردند و استناد حوادث به اسباب نمايند . و اصحاب هدايت به اسباب ، هدايت يابند ، چه اسباب ، حجاب ايشان نمىشود و با وجود اسباب ، حوادث را به او استناد مىكنند بىواسطهاى :
يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً
« 2 » .
چه اهل هدايت ، به تحقيق مىدانند كه جميع افعال فعل حق است و اسباب ، پردهء اويند و سببى از اسباب را اثرى از آثار نيست ، زيرا كه اگر كه غير اللّه تعالى را اثرى و فعلى بودى ، آن غير در ملك او شريك بودى ؛ پس غنى نبودى . و حال آنكه اللّه تعالى ، غنى مطلق است و هيچگونه احتياج به او روا نيست : تعالى اللّه
عَمَّا يَقُولُونَ عُلُوًّا كَبِيراً
« 3 » .
رباعى در توحيد
اى آنكه توراست معرفتها حرفت * مىدان كه خداست دايما با وحدت
هامش
( 1 ) . س : غله .
( 2 ) . بقره / 26 .
( 3 ) . اسراء / 43 .