رباعى
گفتى تو كه طاعون بُوَد از شرّ و با * انكار نمىكنيم اين را اصلا
تعديل مزاج شخص چون ما بكنيم * طاعون نشود در بدن او پيدا
تنبيه : در بيان وجود جن و عدم انكار او
پوشيده نيست كه انكار وجود جن به واسطهء آنكه از حسّ پنهان است ، معقول نيست ، چه اگر عدم احساس ، سبب انكار اشيا شود ، بايد كه انكار سماوات و موجودات سماوى و انكار نفوس ناطقه بكنند ، چه اينها محسوس نيستند . و ليكن چون علم به چيزى از علم به اثر يا سماع خبر صادق مىباشد ، پس اقرار به وجود جن بايد كرد به واسطهء آثار جن يا به واسطهء خبر صادق قرآن ، مثل :
قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ
« 1 » . پس انكار جن از عقل ، دور بود و دليل كمى نور :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 2 »
رباعى در بيان جن
جنّى كه بُوَد « 3 » ز چشم مردم پنهان * انكار كند وجود او را نادان
گر دانايى وجودش انكار مكن * زيرا كه بُوَد دليل او در قرآن
فصل : در سببى ديگر از اسباب حدوث و با
شيخ بو على و غير او نيز گفتهاند كه گاهى سبب حدوث و با ، بادى بود كه از جايى ، هوايى متعفن به جاى ديگر برد و هواى آن جاى ديگر را نيز متعفن گرداند و سبب و با در آنجا گردد . چنان كه در زمان مردم قديم ، ميان يونان جنگى عظيم واقع شده و كشتههاى آن جنگ عظيم را چون دفن نكردهاند ، متعفن گشتهاند و بخار آنها سبب عفونت هواى آنجا گشته و چون باد اين هواى متعفن را در شهرها متفرق ساخته ، هواى شهرها نيز
هامش
( 1 ) . جن / 1 .
( 2 ) . نور / 40 .
( 3 ) . س : بو .