تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
پختن به آتش جايز نيست و به طباخ « 1 » نيز جايز ، چنان كه كه گويند كه طعام را آتش پخته يا طعام را طبّاخ پخته و ليكن نسبت به طبّاخ اولى است . همچنين نسبت طاعون به عفونت هوا دادن جايز است و به طعن جنّ نيز دادن جايز ، بلكه نسبت او به طعن جنّ اولى است ، چنان كه نسبت طعام به طبّاخ اولى است ، زيرا كه نسبت فعل به فاعل ظاهرى اولى بود از نسبت او به آلت ، چه عفونت هوا حكم آلت دارد و طعن جنّ ، حكم فاعل . رباعى در توفيق سخن طبيب و شارع - صلّى اللّه عليه -
چون علّت ناقصه‌ى همه موجودات * بسيار بُوَد ، وين بُوَد از محسوسات پس مىشايد كه طعن جنّى چو هوا * باشد علل ناقصهء موجودات

فصل : در بيان آنكه طعن جنّ به غير استعداد نمىباشد

بو على و غير او گفته‌اند كه بر تقديرى كه طاعون از طعن جنّ بود ، بىشك تا مزاج بدن به اعتدال باشد ، طعن جنّ بود . و متصوّر نيست پس اعتدال مزاج را نگاه داريم و از طعن به سلامت بمانيم . چه طعن در غير مستعد طعن نمىباشد . و استعداد طعن جن از فساد و عدم اعتدال مزاج است و اهل شرع نيز مىگويند كه عفونت هوا نيز موجب طاعون و امراض وبايى نمىگردد ، چنان كه اعتدال مزاج به حال خود باقى باشد ، چه تأثير عفونت هوا را نيز استعداد شرط است ، چنان كه گذشت . پس ما اعتدال مزاج حفظ كنيم و ضرر عفونت هوا و از شرّ حدوث طاعون ايمن گرديم و از جميع امراض وبايى نيز سالم باشيم . رباعى
گويند كه طاعون بُوَد از طعن بسى * يعنى جنّى كه آن بُوَد بوالهوسى چون حفظ مزاج شخص نيكو بكنيم * جن را ز كجا بُوَد به او دسترسى ؟
و اين رباعى ديگر از جانب اهل شرع گفته جهت التزام بو على :
هامش
( 1 ) . س : طباح .