الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
اين است . و از اين است كه بعد از خواب اين دعا مىخوانند :
« الحمد للّه الّذى أحيانا بعد ما أماتنا و إليه بعث و النشور » . يعنى : شكر خداوندى را كه ما را زنده گردانيد بعد از آنكه ميرانيد . و بازگشت همه به اوست در روز بازگشت و جزا . و مرگ خوابى است كه بيدارى ندارد مگر در روز حشر و جزا .
ليكن پيش حكما ، خواب مرگ را بيدارى نيست . و اللّه تعالى جهت تنبيه حكما و امثال آنها خواب را بيدارى داده تا بدانند كه زندگى بعد از مرگ نيز ميسّر است . و ليكن حكما اين نمىدانند :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ
« 1 » . چون خواب و مرگ هر دو در يك معنى كه ترك تعلق نفس بود به بدن شريكند و به يك معنى ديگر ممتازند ، چه ترك نفس تعلّق بدن را در خواب ، بالكليه نيست بلكه فى الجمله است و ترك تعلّق نفس را بدن را در مرگ ، بالكليه است تا در روز حشر .
پيغمبر - صلّى اللّه عليه و سلّم - فرموده كه « النّوم أخو الموت « 2 » » ، يعنى « 3 » : خواب مردم ، برادر مرگ است .
رباعى در معنى خواب و مرگ
اى آنكه گهى به خواب و گه بيدارى * در بيدارى به خواب از پندارى
گر معنى خواب و مرگ را مىدانى * در خواب نهاى و زنده و هشيارى
و بر اهل هوش پوشيده نيست كه گوش حكماى پيشينه ، امثال اين حكم و معارف نشنيده ، چه در كتب ايشان اثرى از اين معانى نيست .
رباعى
چه جاى ارسطو كه حكيم افلاطون * دل كرده به تحصيل چنين حكمت ، خون
ليكن حِكَم محمّدى خاص از ماست * ايشان همه هستند در اين علم زبون
هامش
( 1 ) . نور / 40 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 82 ، ص 152 .
( 3 ) . س : ع .