حافظ راست
هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
هو
الْحَيِّ الَّذِي لا يَمُوتُ
« 1 » و لا يفوت .
رباعى
اى آنكه تو زندهاى مترس از مرگت * گر ساختهاى براى مرگت برگت
برگى كه براى مرگ بايد ، ترك است * پس ترك كُله ساز ز ترك تركت
يعنى ترك ترك نيز بكن و بالكلّيه ترك را نيز فراموش كن .
رباعى ديگر
اى آنكه به اسباب جهان مغرورى * تا مغرورى تو از خدا بس دورى
گر تَركِ كنى و تَركِ تَركت بكنى * حَىّ ابدى تويى و عين نورى
فصل : در معنى مرگ و خواب ، چنان كه در قرآن است
بدان كه در كلام ملك علّام ، اعلام به اين معنى است كه مرگ ، ترك تعلّق نفس است كما قال :
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَ يُرْسِلُ الْأُخْرى إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى
« 2 » . يعنى حضرت حقّ - عزّ شأنه - مردم را مىميراند در دو وقت : يكى در وقت خواب مقرر و يكى در وقت اجل مقدّر . ليكن صاحب خواب را باز زنده مىگرداند و روح او را باز به بدن او متعلق مىگرداند . و باز نفس او را به او مىرساند در وقت بيدارى . و معنى يرسل الأخرى اين است . و صاحب اجل مقدّر را زنده نمىگرداند و روح او را باز به او نمىرساند مگر در روز حشر و بعث .
پس خواب تو مرگى بود كه زندگى آن در وقت بيدارى است و معنى
اللَّهُ يَتَوَفَّى
هامش
( 1 ) . برگرفته از آيهء 58 سورهء فرقان .
( 2 ) . زمر / 42 .