تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١

فصل : در ذكر اثر و با و تب وبايى و موت فجائت

چون آتش تعفن به روح حيوانى برسد و روح حيوانى را متعفن گرداند ، اگر تعفن بسيار به قوّت نباشد ، گاهى تب وبايى در بعضى مردم پيدا شود و اگر تعفن به غايت به قوّت باشد و فساد جوهر روح ، قوى بود اثر تب وبايى ظاهر نشود ، بلكه اثر هيچ مرض در شخص ظاهر نگردد و ليكن به زودى هلاك شود بىسببى ظاهر كه موجب هلاك او باشد . چنان كه طبيب لبيب نيز در سبب هلاك او متحيّر باشد . و ليكن سبب هلاك اين بود كه روح به غايت فاسد و متعفن گشته چنان كه حيات كه فايدهء اصلى اوست ، از او نمىآيد . و از اين است كه بعضى در ايّام وبايى بىسببى ظاهر ناگاه مىميرند . و سبب عدم ظهور اثر مرض اين است كه طبيعت مدبّره ، چون دانست كه فساد جوهر حيوانى قوى است شروع در دفع فساد و اصلاح جوهر روح نمىنمايد . زيرا كه مىداند كه قادر نيست و چون شروع در دفع فساد نمىكند و مقابل با مرض نمىكند ، اثر مرض ظاهر نمىگردد . چه ظهور آثار مرض ، از قوّت مقاتله و مقابلهء طبيعت بود با مرض . چون هر دو باهم كارزار كنند ، آثار بسيار از هر دو ظاهر گردد . و سبب و علامت موت يا خلاصى ظاهر شود . و اگر طبيعت و مرض مقابله نكنند ، هلاك بىعلامت هلاك ، عارض شود . و هم از اين است كه در وقت قرب موت در امراض ، مرض نيز زايل مىگردد و مريض انتعاش « 1 » مىيابد ، چنان كه مردم توهّم صحت مىكنند . و ليكن در عقب اين ، موت مىباشد . و اين‌چنين انتعاش را خانه روشنى مىگويند ، زيرا كه از چراغ در نزديك مردن ، خانه روشن مىشود و بعد از روشنى خانه ، چراغ مىميرد و همچنين چراغ نفس نيز در وقت موت ، انتعاشى مىكند و خانهء بدن را زمانى روشن مىسازد و بعد از آن مىميرد .
هامش
( 1 ) . انتعاش : بهبودى ، با نشاط شدن ( فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 364 ) .