و مدت بودن آفتاب در برج ميزان « 1 » و عقرب « 2 » و قوس « 3 » ، فصل خريف و به پارسى فصل خزان . زيرا كه خزان « 4 » در او پيدا شود .
و مدت بودن آفتاب در جدى « 5 » و دلو « 6 » و حوت « 7 » ، فصل شتاء بود و به پارسى زمستان .
و چون بروج ، دوازده بيش نيست و مدت بودن آفتاب در سه برج ، يك فصل است پس عدد فصول سال ، زياده از چهار نباشد مگر در خط استوا كه آنجا فصول ، هشت بود ، زيرا كه مدت بودن آفتاب در يك برج و نيمهء برج ديگر يك فصل است در خط استوا .
پس عدد فصول در آنجا هشت باشد . و سبب اين ، به تفصيل در علم هيئت مذكور است .
و اين تعريف فصول ، بر مذهب حكما بود .
و امّا تعريف فصول بر مذهب اطبّا آن است كه فصل ربيع ، زمان اعتدال هوا است ، چنان كه به واسطهء اعتدال هوا نباتات در نشو و نما و كمال باشند . و آدميان به واسطهء كثرت سرما ، احتياج به پوشش بسيار نداشته باشند و به واسطهء گرمى بسيار ، احتياج به ترويح روح نداشته باشند ، خواه كه آفتاب در برج حمل و ثور و جوزا باشد يا نه .
و فصل تابستان آن است كه هوا بسيار گرم بود ، چنان كه به واسطهء گرمى هوا آدمى محتاج به ترويح بسيار پيدا كند . و نباتات بعضى به واسطهء گرما زرد گردد ، خواه كه آفتاب در سرطان و اسد و سنبله باشد يا نه .
و فصل خريف آن است كه هوا معتدل باشد مايل به سردى به مرتبهاى كه از سرما ، خزان در برگ درختان پيدا شود خواه كه آفتاب در برج ميزان و عقرب و قوس باشد يا نه .
و فصل شتاء آن است كه سرما به غايت باشد به مرتبهاى كه آدمى به واسطهء كثرت سرما ، احتياج به پوشش بسيار داشته باشد خواه كه آفتاب در برج جدى و دلو و حوت باشد يا نه .
هامش
( 1 ) . ميزان : مهرماه .
( 2 ) . عقرب : آبانماه .
( 3 ) . قوس : آذرماه .
( 4 ) . س : خران .
( 5 ) . جدى : دىماه .
( 6 ) . دلو : بهمنماه .
( 7 ) . حوت : اسفندماه .