و هوايى كه بقاى او ضرورى است ، اگر هواى صافى معتدل باشد ، موجب صحت او گردد . و پيش جالينوس هوا غذاى روح است و اگر ناصاف باشد يا غير معتدل بود ، ترويح روح را نمىشايد و غذاى روح نيز نمىشود ، بلكه انواع ضرر از او مىآيد ، مثل آنكه اگر در هوا گرد و غبار و دود بسيار باشد درد سينه و سرفه و درد چشم بسيار شود .
رباعى
اى آنكه تو را نيست بقا جز به هوا * در غير هوا مگير جايى مأوا
ليكن نه چنان هوا كه ناصاف بود * زيرا كه هواى صاف جان راست غذا
فصل : در فضل هواى صاف
بهترين هوا آن است كه صافى و معتدل بود و صفاى هوا آن است كه مخلوط نباشد به گرد و دود و بخار بسيار ، زيرا كه گرد و دود ، سبب درد سينه و امراض دماغ و آلات تنفس مىشود . و بخار بسيار بد مثل بخار درخت جوز « 1 » و درخت انجير و درخت كمان « 2 » و برگ كرنب « 3 » و درخت بادنجان . و بخار نيستان ، بسيار به هوا زيان دارد و سبب عفونت هوا و موجب سميّت او مىشود . و چنان كه هوا صاف مىبايد ، همچنين بر آسمان مكشوف مىبايد نه محفوف « 4 » ، چه هواى منزل مكشوف به واسطهء بادى كه در او مىآيد و بيرون مىرود ، هواى صافى را به او مىآورد و هواى مكدّر او را بيرون مىبرد . و هواى منزل محفوف به ديوار يا كوه يا درخت ، بسيار تيره و مكدّر ، مىباشد زيرا كه محبوس بود و باد آن را صافى نسازد . پس هواى صحراى مكشوف بهتر باشد از خانهء محفوف « 5 » . ليكن در
هامش
( 1 ) . جوز : گردو .
( 2 ) . در هيچ فرهنگى به چنين نامى تا آنجا كه كاوش شد ، برخورد نكردم . شايد گمان باشد و شايد اشاره به درختى باشد كه از چوب آن كمان مىسازند . و اللّه اعلم .
( 3 ) . كرنب : كلم .
( 4 ) . محفوف : گرداگرد فراگرفته ( فرهنگ معين ، ج 3 ، ص 3915 ) .
( 5 ) . س : مخفوف .