رباعى
يا رب كه يقين فتح نهاى در دل ما * در جنگ ، ثبات و صبر كن حاصل ما
چون كسر عدد به ما نمايد مشكل * از لطف خود آسان بكن اين مشكل ما
در سبب تشبيه حضرت خداوندگارى به اسكندر و مؤلّف به ارسطو ، بر صاحب ديده پوشيده نيست كه اين سلطان زمان ، سكندر اوان است در مرتبه ، بلكه زياده . زيرا كه پادشاه عادل ، ولى كامل است و به حكم حديث صحيح « علماء أمّتى كانبياء بنى اسرائيل « 1 » » از اسكندر زياده خواهد بود ، چه اسكندر نبى نبود و اگر نبى بود ، پس مثل او باشد .
رباعى
اى صد چو سكندر به درت بنده شده * صد مرده ز انفاس خوشت زنده شده
رستم ز كمال قوّتت گشته زبون * حاتم ز كرمهاى تو شرمنده شده
و بر اهل خبرت مخفى نيست كه بندگان درگاه اين پادشاه عالىجاه نيز از بندگاه درگاه اسكندر به مرتبهاى زياده خواهند بود و حكماى علماى آستان كيوانشأن او از ارسطو و غير او زياده يا مثل او به همين دليل كه حاجت ندارد به اعاده .
رباعى
گويند كه بقراط و ارسطوى حكيم * بودند به اقسام حِكَم جمله عليم
شرمت بادا حكيم اگر كم باشى * زيشان توبه قرآن و به اين قلب سليم
و جهت اظهار صدق اين دعوى بر ضمير منير صغار و كبار روزگار اين نصيحتنامهء سليمانى نوشته شده جهت حفظ صحّت در ايّام و با و فساد هوا تا اصحاب خبرت و ارباب حكمت چون هر دو نصيحتنامه را در برابر يكديگر به نظر صحيح درآورند ، مرتبهء مرتّب و مؤلّف هريك بدانند . چنان كه گفتهاند : قال امير المؤمنين على : « ألمرء مخبوء تحت لسانه » « 2 » .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 22 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، ص 580 .