تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
مصرع
مرد در زير زبان پوشيده است
بيت
تا مرد سخن نگفته باشد * عيب و هنرش نهفته باشد
و بر مردم دانا پنهان نيست كه علم و حكمت بر مردم زمان اول وقف نيست ، بلكه چون معلّم
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 1 » دايما بر عرش تعليم مستوى است ، علم دم‌به‌دم در زيادتى است ، پس « 2 » علم مردم اولين ، پيش آخرين باشد تا زياده ، بلكه به يقين اولين به پيش آخرين در ضلال مبين‌اند . و مبيّن اين كلام متين ، كلام مبين ربّ العالمين است كه :
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ
« 3 » . دليلى ديگر ، و نيز چون علم يكى از اخلاق كريمهء آدمى است ، مىبايد كه در امم اوّلين ، ناقص بوده باشد و در اين امّت كمال يافته باشد به حكم حديث : « بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق « 4 » » : مبعوث شدم براى تكميل خلق . و مردم منصف متّصف به انصاف دور از اعتساف « 5 » را در سخن شكّى نيست ، اگرچه بعضى را شكّى باشد . رباعى
گرچه همه علم را نكو مىدانم * اصناف زبر زبر همه مىخوانم آن‌كس كه يكى از اين همه مىدانست * من هيچ به او برابرى نتوانم
اين زمان وقت شروع است به مقصود كتاب . بدان كه اين كتاب نصيحت‌نامه مشتمل است بر مقدّمه‌اى و مقصودى و خاتمه‌اى .
هامش
( 1 ) . بقره / 31 . ( 2 ) . س : بس . ( 3 ) . جمعه / 2 . ( 4 ) . شرح فارسى شهاب الاخبار ، ص 127 . ( 5 ) . اعتساف : ستم كردن ، ستمكارى ، بيراهه رفتن ( فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 302 ) .