قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ »
؛ « 1 » يعنى زنانى از زنهاى بهشتى كه كوتاه است چشمهاى آنها از ديدن غير شوهران خودشان كه قبل از شوهران دست كسى به ايشان نرسيده باشد نه از جنّ و نه از انس . همچنين استفادهء منع نظر مىشود از قصهء سمرة بن جندب و مرد انصارى و دخول او در خانهء انصارى بدون اذن او و شكايتبردن به خدمت پيغمبر ( ص ) و امر پيغمبر ( ص ) به قلع عذق سمره ، بعد از اتمام حجّت بر او كه مدرك قاعدهء لا ضرر است . « 2 »
و كذلك از اقوالى كه در خصوص بيعت زنها با پيغمبر ( ص ) منقول است كه شهادت مىدهند به آنكه آنها نسبت به مردان اجنبى نامحرمند و نيست از براى آنها كه دست به دست مردان دهند حتى مثل دست پيغمبر ( ص ) كه از روى جامه بوده است . و بعضى گفتهاند كه پيغمبر ( ص ) دست مبارك را در قدحى پر از آب گذاشت ؛ بعد از آن بيرون آورد ؛ آن وقت بيعت زنها اين بود كه دست خود را در آب آن قدح مىگذاشتند « 3 » با آنكه طرف مقابل آن زنها مردى مثل پيغمبر ( ص ) بوده ؛ پس نامحرمان ديگر به طريق اولى واجب الاجتنابند . و نظير همين قول در خصوص بيعت زنها منقول است در روز غدير با حضرت مولى الموحّدين امير المؤمنين عليه السلام از حيث قدح آب و دستگذاشتن در آن به جهت حرمت دست گذاشتن بر بدن اجنبى از طرفين ولو مثل امام المتّقين باشد . پس بدا به حال آن كسانى كه على الدوام در اين مقامند . حضرت امير المؤمنين عليه السلام سلام بر زنان پير مىكرد ، و بر زنان جوان سلام نمىفرمود و مىفرمود : مىترسم از استماع صوت جواب آنها گناه بر من بيايد بيش از آنچه از ثواب سلام عايدم شود . « 4 » و اين معنا هم يكى از مؤيّدات ظهور آيهء منع استماع صوت نامحرمان است كه علما متّفقاند بر حرمت استماع صوت زنان از روى ريبه و تلذّذ و در استماع بدون تلذّذ و ريبه هم جمعى كه از آنهاست محقق رحمه الله ، قائل به حرمتاند . « 5 »
و در روايت مسعدة بن صدقه است كه فرمود : لا تبدؤا النّساء بالسلام ؛ « 6 » يعنى ابتدا نكنيد به سلام بر زنها ؛ و ديگر روايت غياث بن ابراهيم : لا تسلّم على المرأة ؛ « 7 » يعنى سلام مكن بر
هامش
( 1 ) . الرحمن ، 56
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 293 ، 294 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 103
( 3 ) . بنگريد : كافى ، ج 5 ، ص 526
( 4 ) . متن روايت چنين است : و كان يكره أن يسلّم على الشابّة منهنّ و يقول : أتخوّف أن يعجبنى صوتها فيدخل علىّ أكثر مما أطلب من الأجر . كافى ، ج 2 ، ص 648 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 469
( 5 ) . جواهر الكلام ، ج 29 ، ص 97
( 6 ) . كافى ، ج 5 ، ص 534
( 7 ) . كافى ، ج 5 ، ص 535 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 234