تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 656

مساهمون:

ص٦٥٦
استفاده اين عموم بيشتر مىگردد . و اما وجه استدلال به جملهء
« وَ لا يُبْدِينَ »
بر وجوب ستر و حجاب حتى نسبت به وجه و كفين و قدمين ، پس به اين بيان است كه على اىّ تقدير چه مراد از زينت ، نفس زينت باشد به اعتبار ملابست و مجاورت آن با بدن كه به طريق اولى و ابلغ حرمت ابداء مواضع آن فهميده شود ، و چه مراد مواضع زينت باشد از باب مجاز در حذف كه ، على التقديرين صورت و كفّين و قدمين قطعا از جمله مواضع زينت و حتما داخل در مورد نهى و ابداء و اظهار آن شرعا حرام مىباشد ؛ زيرا شك و ترديدى نيست كه صورت و كفّين و بيشتر از همهء مواضع بدن مورد علاقهء زنان به تزيين و آرايش بوده و در همهء اعصار و قرون و ميان تمام طوائف و نژادهاى مختلف بشر ، به وسائل و ابزار مخصوص كه براى تزيين و آرايش آن به كار مى برده‌اند ، محل نمايش قرار گرفته ؛ [ در اين صورت ] آيا هيچ عاقلى باور مىكند يا شك و ترديد به خود راه مىدهد كه صورت و كفين از مواضع زينت خارج باشد و حال آن‌كه مىبينيد سالى خروارها پودر و ماتيك و حسن يوسف و لاك ناخن به جاى سرخاب و سفيدآب و وسمه و سرمهء سابق ، از خارج به كشور ما وارد مىشود ؟ آيا اين [ ها ] اشياء و ابزار زينت نيست و يا آن‌كه اينها در غير صورت و كفين به مصرف مىرسد ؟ پس بنابراين تقريب ، از اين دو آيه براى هر دو حكم و مسأله دليل و مدرك صحيح به دست آمد . بلى از ذيل آيه و تعليل آن به قوله تعالى
« ذلِكَ أَزْكى لَهُمْ »
اولويّت و احسنيّت آن كار و به عبارت اخرى استحباب برمىآيد ؛ لكن از آنجا كه بعضى از متعلّقات غض و مواضع زينت در اينجا قطعا و اجماعا نظر كردن به آن حرام است ، مانند نظر به عورت و غير وجه و كفّين هريك از زن و مرد و وجه و كفّين اجنبى و اجنبيه با تلذّذ و ريبه ، معلوم مىشود ، كلمهء ازكى در آيهء شريفه به معنى افعل التفضيل نيست و به معنى وصف فقط است كما يقال « الناقص و الاشج اعدلا بنى مروان » . « 1 » بنابراين ، حرمت نظر هر كدام از زن اجنبيه و مرد اجنبى به تمام بدن آن ديگر ، حتى نسبت به وجه و كفّين و قدمين او از آيهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
ظاهر و آشكار مىگردد . بلى چيزى كه از طرف قائلين به عدم وجوب حجاب وجه و كفين به آن استشهاد مىشود ، فقره
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
است كه مىگويند : مراد وجه و كفين است
هامش
( 1 ) . ناقص لقب يزيد بن وليد بن عبد الملك ( م 126 ) و اشج لقب عمر بن عبد العزيز ( م 101 ) است . اين دو در قياس با ساير امويان بهتر بودند .