ظاهر است . گوشهء چهارقد يا روسرى خود را به روى سينه اندازند و مواضع زينت خود را نشان ندهند ، مگر به شوهر يا پدر يا پدر شوهر يا فرزند يا پسر شوهر يا برادر يا فرزند برادر يا فرزند خواهر يا زن مملوك يا پيرمردى كه به زن رغبتى ندارد يا كودكى كه به سن بلوغ نرسيده ؛ و پاى خود را به زمين نكوبند تا زيورهاى نهانى آنان شود .
در آيهء سوم مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ وَ لكِنْ إِذا دُعِيتُمْ فَادْخُلُوا فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا وَ لا مُسْتَأْنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذلِكُمْ كانَ يُؤْذِي النَّبِيَّ فَيَسْتَحْيِي مِنْكُمْ وَ اللَّهُ لا يَسْتَحْيِي مِنَ الْحَقِّ وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيماً »
« 1 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ، بىاذن و اجازه ، داخل خانه پيغمبر ( ص ) نشويد و اگر از زنان پيغمبر ( ص ) متاعى بخواهيد ، از پشت پرده بخواهيد ؛ اين كار براى دلهاى شما و ايشان پاكيزهتر است ؛ و نبايد رسول خدا را آزار دهيد و پس از وى زنانش را به نكاح خود آوريد . اين كار نزد خدا بزرگ است .
و در آيهء چهارم مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ »
. « 2 » اى پيغمبر ! بگو به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان كه بيندازند بر خود لباس خويش را ، اين كار نزديكتر است به اينكه شناخته شوند ، پس اذيت و آزار نبينند . اين بود چهار آيهاى كه در قرآن راجع به حجاب زنان مشاهده مىشود ؛ اينك به توضيح آنها مىپردازيم .
مؤلف محترم در تقرير ادلّه و بيان مسأله ، خلط و اشتباه فرموده ؛ زيرا مسأله دو تاست : يكى حرمت نظر هركدام از زن و مرد به تمام بدن آن ديگر ؛ دوم وجوب ستر و حجاب بر زن . صدر اين آيه ، يعنى
قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا
. . .
وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ
دليل بر حرمت نظر كردن هريك از زن و مرد اجنبى به تمام بدن آن ديگر ، حتى به وجه و كفّين او است ؛ و دليل بر وجوب ستر و حجاب بر زن حتى نسبت به وجه و كفين و قدمين ، جملهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ »
مىباشد . وجه استدلال به اين دو آيه بر حرمت نظر هريك از زن و مرد به تمام بدن آن ديگر ، حتى به وجه و كفين ، همانا اطلاق متعلق غض است بلكه از باب آنكه حذف متعلق ، مفيد عموم مىباشد ، استفادهء عموم از اين دو آيه مىشود . علاوه بر آنكه از شأن نزول آيه كه دربارهء افتتان شخص انصارى از نظر كردن به صورت زن زيبايى نازل شده ،
هامش
( 1 ) . احزاب ، 53
( 2 ) . احزاب ، 57 - 51