پرش به محتوای اصلی

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحه 653

پدیدآورندگان:

ص۶۵۳
مساوى و يكسانند و از هر دو عمل جلوگيرى لازم ؛ و اگر بتوانى ، نگذار غير از شخص خودت كسى را از جنس مردان بشناسند . آيا مىتوان انكار كرد مفاد اين شعر بابا طاهر [ را ] :
ز دست ديده و دل هر دو فرياد * هر آنچه ديده بيند ، دل كند ياد
آيا تصديق نداريد كه اثر طبيعى نزديكى ، آتش به باروت شعله‌ور شدن است . پس بهترين راه براى جلوگيرى از مفاسد اخلاقى و فساد عفّت ، همانا حجاب صورت است ؛ چنان‌كه عفّت و ناموس زنان اسلام ، قبل از رفع حجاب در عالم نظير نداشت .

[ پاسخ به يك اشكال دربارهء امردها ]

در اينجا جاى يك پرسش اعتراض‌آميزى براى هواداران بىحجابى وجه و كفّين باز مىشود كه طرفداران حجاب مطلق از آن پاسخ داده‌اند . پرسش اين است كه اگر فتنهء باز بودن صورت زنان مقتضى وجوب حجاب باشد ، چنان‌كه در اينجا تقرير و تسجيل نموديد ، بايد نسبت به أمارد نيز از طرف شارع ايجاب حجاب بشود ؛ زيرا عين همان فتنه كه در باز بودن صورت زنان تقرير شد ، در باز بودن صورت أمارد نيز موجود . پس چرا در موضوع امارد ، حجابى از طرف شارع ايجاب نشده و مقتضى اثرى نكرده ؟ پاسخ آن است كه بلى در موضوع امارد نيز مقتضى حجاب موجود است ؛ ولى مقتضى در آنجا با يك مانع طبيعى خداداد روبرو شده كه مقتضى را تا حدى خنثى و فتنه را به يك درجهء قابل ملاحظه تضعيف نموده ؛ و آن مانع طبيعى عدم وجود شهوت انفعاليه است در طرف امارد كه بديهى است حسّ تلذّذ و شهوت انفعال در آميزش با رجال در طبيعت آن‌ها نيست . پس در آميزش و اختلاط آن‌ها با همجنس خود ، كشش و جاذبه از هر دو طرف ، توأم به هم وجود ندارد و بدون ترديد ، جاذبهء مغناطيسيه اگر در يك طرف فقط وجود داشته باشد ، وقتى موجب جذب و تأثير مىشود كه طرف مقابل در نگاهدارى ذات خود و مقاومت با جاذب ، ضعيف و ناتوان باشد و الّا اگر قوى و استقامت‌دار باشد ، مجذوب جاذبهء طرف نخواهد گشت و تحت تأثير قرار نخواهد گرفت ، به خلاف آن‌كه جاذبه از طرفين و مغناطيس از جانبين موجود باشد ؛ مانند زن و مرد كه شهوت فاعله از طرف مرد و شهوت منفعله از طرف زن ، هر دو موجود و موجب جذب و كشش از هر دو جانب حاضر كه در اين حال ، زمينهء بسيار مساعد براى فتنهء ناموس و فناى عفّت آماده و مهيّا است . پس حكمت بالغه و مصلحت كامله ، مقتضى وضع