گروندگان ، شايد شما رستگار شويد .
اين آيهء شريفه از شدّت وضوح و دلالتش بر حجاب معروف شده در ميان فقها به آيهء حجاب ؛ و محل استشهاد در آيه ، جملهء
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ »
[ است . ] مراد از زينت معنايى است اعم از محاسن خلقت و فطرت و از آنچه كه انسان خود را به او زينت مىكند كه عبارت از سه چيز است :
1 ) وسمه كه به ابرو مىكشيدند و سرمه در چشم و حنا در دست و سرخاب در صورت ( با اسباب آرايش امروزى ، فرق ندارد ) . 2 ) انگشتر و گوشواره و خلخال و گردنبند و دملج ( بازوبند ) . 3 ) لباسهاى نيكو چنانچه خدا مىفرمايد :
« خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »
. « 1 »
و بعضى گفتهاند كه مراد از زينت ، همان زينت ظاهريه است و اطلاق زينت بر محاسن خلقت در عرف نشده است ؛ ولى حق اين است كه محاسن داخل در زينت است به سه دليل : اوّل اينكه بسيارى از زنان ، زينت نمىكنند و به حالت طبيعى باقى مىمانند ؛ پس اگر حمل نموديم بر خلقت و غير آن ، تعميم دادهايم آيه را و منع هم نمىكند ماسواى خلقت را از ساير زينتها و الّا لازم مىآيد كه زن بدون زينت عيبى نداشته باشد ، بيرون برود ؛ و اين هم خلاف سيره و ضرورت اسلام است . دوم : قول خداى تعالى
« وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ »
دليل واضحى است كه مراد از زينت ، اعمّ است از خلقت و غير خلقت و كأنّه خداوند منع نموده از اظهار محاسن خلقت ايشان را به وجوب ستر به خمار و روبند . سوم :
بنابر قول به زينت ظاهر ، حرمت نظر به محاسن خلقت به طريق اولى است ؛ چون منع از نظر ظاهر نمودن آنها در وقت اتصال به بدن است و الّا در خارج كسى نگفته است كه حرام است ؛ يعنى در بازار زرگرها چشمهاى خود را بپوشانيد كه زينت زنان آنجا است ؟
پس معلوم شد مراد از زينت اعمّ است از جميع ؛ بنا برين قول ، جملهء
« إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
درست مىشود ؛ يعنى ظاهر نكنند زينتهاى خود را مگر آن زينتى كه عادتا ظاهر است در غالب طوايف . چون ثابت شد كه كليهء لباس زن زينت است به دليل قول خداى تعالى
« خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ »
؛ « 2 » آنچه روى لباسهاست از قبيل چادر ابريشمى الوان ( چنانچه در مدينه با بودن يهوديان مرسوم بوده كه چادرهاى رنگبهرنگ مىپوشيدند و لباس ساده را مكروه مىدانستند ) مستثنى شده يا مراد از
« ما ظَهَرَ مِنْها »
بغتتا يا غفلتا يا اضطرارا در وقت حركت و دادوستد و باز شدن رو قهرا در موارد ضرورت ؛ چنانچه در اخبار همهء اينها مستثنى شده است . پس استثناى وجه و كفّين كه بعضى گفتهاند در اينگونه موارد است نه
هامش
( 1 ) . اعراف ، 31
( 2 ) . اعراف ، 31