چادر خود را نزديك بياورد از دو طرف ( يعنى رو بگيريد ) . پس به هر دو معنى از آيه ، روگيرى زنان لازم آيد .
پس معنى كلى آيه چنين باشد : اى پيغمبر ! بگو به زوجات و دختران خود و به زنهاى مؤمنين كه بپوشانند تمام بدن و صورتهاى خودشان را به چادر يا رداء يا مقنعه ( مقصود پوشيدن است به هرچه باشد ) و اين استتار و پوشيدن صورت ، نزديكتر است به امتياز زنهاى محترمهء آزاد از جوارى و كنيزها و شناختن آنها به عفّت و عصمت . پس بدين جهت كه روى خويش گرفتند ، اذيّت كرده نمىشوند ( از مردمان شهوتران و جوانان نادان ) ؛ و خداوند بخشندهء مهربان است . و اگر منافقين و فسقه و جهّال كه در قلبهايشان مرض نفاق يا شهوت است از عمل خود برنگردند ( يعنى از اعتراض و جلوگيرى و اذيّت زنهاى محترمهء عفيفهء آزاد ) ، هر آينه تو ( يعنى پيغمبر صلى الله عليه و آله ) را بر آنها مسلّط خواهيم كرد كه پس از آن در مدينه با تو نتوانند مجاورت نمايند ، مگر زمان اندكى ؛ و آنها ملعونند و هر آنگاه كه ظفريابى بر آنها ، گرفتار شده مقتول گردند ( اين سنّت الهى بود در حق منافقين با انبياء عليهم السلام و در هر عصر اين سنت باقى خواهد بود ) .
« وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا »
؛ « 1 » و تبديل و تغييرى براى مشيّت الهى نيست ؛ زيرا نسخ و تبديل در احكام است نه در افعال و اخبار .
و از سوق آيهء شريفه با ضميمهء اخبار مباركات دو چيز فهميده مىشود : يكى عدم بقاى منافقين و مخالفين اسلام مگر زمان اندكى ؛ چنانكه حضرت مولى الموحّدين امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : إنّ للباطل جولة و للحقّ دولة ؛ « 2 » يعنى از براى باطل جولانى است و از براى حقّ دولت است ؛ و اين معنى با مشهودات عصر حاضر ما يكى از معجزات بزرگ اسلام و اخبار به غيب قرآن است كه مؤسس كشف حجاب باقى نماند مگر زمان اندكى . « 3 »
و ديگر اخبارى كه به سبب نزول اين آيه وارد شده ، ثابت كردهاند وجوب حجاب را و توضيح كاملى از آيهء فوق مىدهند ؛ و آن اين است كه ، قبل از نزول اين آيه ، زنهاى عرب چادر و جلباب خود را پشت گوش انداخته و رو نمىگرفتند . جوانهاى منافقين آنها را اذيّت مىكردند و جلو آنها را مىگرفتند و شوخى مىنمودند . زنهاى محترمه مىرفتند و شكايت مىكردند به پيغمبر صلى الله عليه و آله از دست آنها ، بعد كه پيغمبر ( ص ) اعتراض مىكردند ، جواب مىدادند كه ما گمان كرديم اينها كنيزانند . لذا اين آيه نازل شد و شاهد اين مدّعى دو چيز است در آيه : يكى
« ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ »
اين روگيرى اقرب به
هامش
( 1 ) . احزاب ، 62
( 2 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 9 ، ص 72
( 3 ) . مقصود رضا شاه است .