تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
الرأى باشد . اين‌چنين موضوعى اگر مستوره ، محجوبه و خانه‌نشين باشد ، محامد دختر مسلمه كه گذشت ، روى دهد و اگر متبرّزهء مجاهره شد ، مفاسد دختر مشركه كه كذا است پديد آيد ؛ پس حجاب در زنان بر وفق حكمت است .

دوست نادان يا دشمن دانا

طرفداران رفع حجاب جهلا خيانت يا عمدا جنايت به اين عنصر ضعيف و جنس لطيف مىنمايند . يك خير « رفع حجاب » به او عنايت مىفرمايد و خيرها از او مىستانند . شرافت ، وجاهت ، اعتبار ، عزّت ، حيا ، عفّت ، عاطفه ، محبّت ، ادب ، نجابت ، احترام ، متانت ، وقار ، سكينت و بالاتر از همه بىمعاون و مددكار و جفت و قرين و بىجليس انيس بماند ؛ زيرا كه رفع حجاب و خودسرى زنان آنان را مثل گلى نمايد كه هر ساعت ، به دست غيرى باشند ؛ اگر او هم نخواهد ديگران بخواهند كه در كوچه و بازار جوانان و اهل شهوت ، چشم به او دوخته تا بالاخره دست از سر او برندارند تا او را به زير پاى خود نكشند و اين‌چنين شيوه ، داستان زواج را كم نمايد و زنان را بىمعاون و قرين بگذارد تا بيايد آن زمانى كه آن گل تازه به واسطهء دستماليدگى يا گذشت بهار و رسيدن خزان پژمرده و زيردست و پا افتاده شود . آن وقت عاشقان دلربايان او ترك كرده و پى ديگرى بلند شوند ، آن زن هم در پيرى و فلاكت بىكمك كار و معاون باشد . يعنى بهترين معاونين شوهران از دستشان رفته ، به واسطهء ترك زناشويى كه از علل قويهء آن ترك حجاب است كه حاجت مرد و زن را به يكديگر كم مىنمايد ؛ پس هريك خود را پابست به ديگرى نمىسازد ؛ پس رفع حجاب بدترين عداوتى است دربارهء اين جسم لطيف و عنصر ضعيف كه تا آب و رنگ دارد چشم‌ها به او دوخته ، همين‌كه پژمرده شد تكلتو « 1 » شد . . . « 2 » ديگر بلاناصر و لامعين بماند ، نه شوهر ، نه اولاد غم‌خوار ، يك نفر كاسب يا صانع كارگر در بازار زياد مىشود ؛ اين حالات دست مىدهد علاقهء خانوادگى و عاطفه بين الزوجين مىرود ، خود را مستغنى مىيابد ، معتنى به شوهر نيست ، همه جا مىرود ، با همه كس مىنشيند ، صفات زنى به حالات مردى تبديل مىشود .

نقص غرض يا نقيض مدعا

از باب تساوى مىخواهند مساوات مطلقه با رجال را به نساء مرحمت نمايند ؛ يعنى زن را مثل مرد در رتبهء او داخل نمايند ؛ تازه قصدشان معكوس و غرضشان منكوس مىگردد ؛
هامش
( 1 ) . نمد زين اسب ، خوگير اسب . ( 2 ) . يك كلمه نامفهوم .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 590 | الشيخ رسول جعفريان