آورده بود . شغل ادارى هم از دستش رفت ، براى محكوم شدنش مطابق قوانين مقرّرهء آنها .
حكايت در هند مشهور شد و يكى از ادباى هند اين حكايت را به زبان هندى به نظم آورد و به طبع رسانيد و الان آن كتاب نزد من موجود است و موسوم است به نام ميوهء شيرين . پس اگر اين شخص ملاحظهء عواقب امر مىنمود ، مرتكب اين امر نمىشد . اين شخص مخالفت حكم عقل كرد در چند مورد :
1 ) عدم تفكّر در عاقبت امر .
2 ) رفع حجاب يا مبغوضيت زنا نزد او براى بديهى بودن اينكه عدم حجاب معرض زنا است و بايد مقايسه با اهل اروپا ننمايد ؛ چه آنها راضى به رضايت زوجات خودشان هستند غالبا بنابر آنچه از آنها نقل شده است و با زنان خود به هر كارى كه وارد مىشوند ، مخالفت ندارند .
3 ) اقدامش در جراحت مرد با عدم تأمّل در اينكه خلاف قانون است يا نه .
در اينجا قلم ايستاد و قوّهء مفكره خسته شد و از كار افتاد .
و الحمد الله اوّلا و آخرا و الصلاة على نبيّنا محمّد و آله الطاهرين .
بتحقيق فراغ از تسويد اين رساله واقع گرديد به يد احقر غلامحسين اصفهانى حايرى در تاريخ محرّم الحرام سنهء 1346 هجرى .
و فراغ از ترجمه واقع شد به دست فقير محمد رضا طهرانى ملقّب به توفيق يزدانى در نجف اشرف در مدرسهء قوام ، حجرهء فوقانى ، سنهء 1354 قمرى .
* . * . *
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 536
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص٥٣٦