شهوتپرست رو نگيرند ؟ و از آنجايى كه چون در عالم دهر ، هر عملى را آثار وضعيه دارد و انسان هر عملى بالنسبه به هركس آورد ، همانطور بر سر او بجا آورده شود كه به هر دست بدهد ، همان دست بازگيرد ، اشخاصى را كه زنان مردم لاس مىزنند ، متنبّه مىسازد ، مىفرمايد : اما يخشى الّذين ينظرون فى أدبار النساء أن تبتلوا بذلك فى نسائهم ؛ « 1 » آنان كه در عقب سر زنان بيگانگان چشم مىاندازند و نگاه مىكنند ، آيا نمىترسند از اينكه خودشان به همين شنار و ننگ مبتلا گردند كه در عقب زنهاى آنها ديگران چشم بيندازند و نگاه نمايند .
و ابى بصير از حضرت صادق عليه السلام سؤال مىكند كه ، آيا جايز است كه در عبور ، مردى به عقب سر زن نامحرمى نظر اندازد ؟ حضرت مىفرمايند : تو ميل دارى كسى به ناموس تو چنين رفتار نمايد ؟ عرض مىكند : نه . پس از آن مىفرمايد : فارض للنّاس ما ترضاه لنفسك ؛ « 2 » هرچه بر خود روا دارى ، بر ديگران هم همان را روا دار . معلوم مىشود بعضى از متجدّدين كه مىخواهند حجاب زنهاى ديگران را بردارند كه اسباب لاس زدن مردم با آنها بشود ؛ خودشان راضى هستند كه ديگران با زنهاى آنها لاس بزنند . اگر راضى نمىبود به اين ، راضى نمىشد به آن .
تذكّر : در اينجا به چند كلمه تذكّر مىدهيم برادران خود و علاقهمندان به اسلام را كه در كلمات معجز بيان ائمه طاهرين در هزار سيصد سال قبل ، حال اينگونه اشخاص را بيان فرمودهاند ، و ما را تا آخر كار خبر دادهاند و مطلع ساختهاند كه با آنها در اين عقايد سوء وخيم شريك نگرديم و ما را از اين گرداب ضلالت به فرمايشات گهربار خود و پيشگويىها و غيبگويىهاى متواليه نجات دادهاند ؛ چنانچه حضرت صادق صلوات اللّه عليه مىفرمايد : فإذا رأيت الحقّ قد مات و ذهب أهله و رأيت الجور قد شمل البلاد ، هرگاه ببينى كه حق و حقيقت بميرد ، يعنى اثر از او برود و اهلش از ميان بروند و ستم عالم را فرو گيرد ، و رأيت الفسق قد ظهر و اكتفى الرّجال بالرّجال و النّساء بالنساء ، و چون ببينى كه فسق شيوع يابد و مردان با مردان ، و زنان با زنان استمتاع كنند ( اشاره به آن است كه حجاب برداشته مىشود ، زنهاى بدگل را كسى به زنيّت نمىگيرد و به پيش آنها شهوتپرستان نمىروند به جهت آنكه در سابق صورت بدتركيب او را مشاهده كردهاند ؛ پس از آن زنهاى بدگل نوعا مثل بدتركيبهاى اروپا در طغيان شهوت ، به يكديگر مساحقه مىكنند و با يكديگر همدرد مىگردند ) و رأيت النّساء يتّخذن المجالس كما يتّخذها الرّجال ، و ببينى كه زنان مثل مردان اتخاذ مجالس كنند ، ( مثل آنكه امروز مشاهده مىشود ، قسمتى از زنان
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 553 ؛ فقيه ، ج 4 ، ص 19
( 2 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 19