از براى بيگانگان چه مفاسد به ظهور مىرسد ؛ خصوص بعضى زنهاى اين زمان كه نه خدا و نه رسول و نه ديانت و نه علم و نه حيا و نه مذهب دارند ؛ فقط منتهاى آرمان آنها لباس و زينت و نيل به شهوات است كه از هر طريقه و هر شخص و در هر محل موجود شود ، متوجه به مقصد خواهند گرديد .
و در حديث ديگر از جابر بن عبد اللّه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت شده كه مىفرمايد : « بدترين زنها المتبرّجة اذا غاب عنها بعلها ؛ « 1 » زنى است كه در غياب شوهر خود تبرّج كند و زينت خود را در غياب شوهر خود محفوظ دارد ؛ و بهترين زنها زنى است كه المتبرّجة مع بعلها و الحصان على غيره ، « 2 » با شوهر خود تبرّج و براى او زينت خود را ظاهر سازد ، و با غير شوهر خود حصانت ورزد و خود را از هر جهت محفوظ دارد » . ولى آن كس كه بدنامكنندهء دين و اسلاميت است ، و وجود او لكّهء ننگين بر جامعهء ديانت است ، و شرم نكرده با اين بىاطلاعى از احكام اسلام مىخواهد زنان مسلمانان مثل زنان شهوتپرست اروپائيان در مجالس و محافل و رستوران و نمايشگاه و لقانطهها با مردان اجنبى دست يكديگر را گرفته و به مرافقت بيگانگان ، مغازله و مقابله و مصافحه و مفاكهه و ترنّم و تغنّى و رقص بالاجتماع و رقص بالانفراد و ساير انواع لهويات را مرتكب شوند ، زن بدگل از شوهر خوشگل محروم بماند و شوهر بدگل از زن خوشگل مأيوس ماند .
و در روايت معتبر از حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله رسيده كه فرموده : النّساء عىّ و عورة ، فاستروا عيهنّ بالسّكوت و استروا عوراتهنّ بالبيوت ؛ « 3 » زن مايه زبان گنگى و در حكم عورت است ؛ اينچنين عورت را در خانهها مستور داريد كه كشف نشود و اينچنين زبان گنگى را به سكوت پوشيده داريم كه صدايش بلند نگردد . چه آنكه موجب فساد مىگردد .
و امير المؤمنين صلوات اللّه عليه مىفرمايد : « امّا تستحيون و لا تغارون نسائكم يخرجن الى الأسواق » ؛ « 4 » آيا حيا نمىكنيد كه زنهاى شما به بازار مىروند . معلوم است با آن شهوات زن و ميل او به انواع و اقسام از البسه و زينتها ، و پول نداشتن و با وجود جوانهاى عزب در بازار ، كمتر مىتواند مطمئن شد كه سالم از بازار برمىگردد .
و ديگر آنكه در كتب اهل اسلام است كه : « و نهى النّبى صلّى اللّه عليه و آله أن تتكلم المرأة عند غير زوجها و غير ذى المحارم منها أكثر من خمس كلمات ممّا لابدّ لها ؛ « 5 » پيغمبر
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 325 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 391
( 2 ) . كافى ، ج 5 ، ص 324 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 398
( 3 ) . كافى ، ج 5 ، ص 534
( 4 ) . كافى ، ج 5 ، ص 537
( 5 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 3 ؛ وسائل ، ج 20 ، ص 197