مشغول زحمت و مشقّت و رنج و تعب هستند و شب را هم از شدّت كوشش و كار مثل اموات درخوابند ، مجال دارند كه مثل شهرىها در مغازله و معاشره و بالاخره در لبس فساد حاضره ملبّس و خود را ملوّث كردهاند ؟
خامسا : اهل باديه و ايلات غالبا جاهل و بىعلم و ساده هستند و به همان غيرت فطرى مردان و حياى فطرى زنان زندگى مىكنند و باز نسبت فجور در ايشان كمتر است . نه مردهاشان عادت به ترياك و نه از تاك خبرى دارند و نه زنهاشان پردهء حياى آنها پاره شده ، نه مردها عزبخانه مهيّا كردهاند ؛ نه زنها نجيبخانه دارند ؛ نه حمام نمره شنيدهاند ؛ نه تئاترخانه بلدند ؛ نه مجلس بال و رقص مىدانند ؛ و نه علم به رسيدن خيلى از اعمال قبيحه را ؛ ولى زنان شهرستان ، اوّلا به حسب دستور اروپائيان ، مدارس نسوان تشكيل مىدهند و تبليغات مىكنند ، و دوشيزگان را تحصيل اطلاعات و خواندن روزنامهجات و رمان و موسيقى و . . . ياد مىدهند كه تا سن تميز مطّلع بر انواع فواحش و قبايح مىشوند و بلكه تا سن جوانى كه در مدارسند سالى چندين دختر . . . بيرون مىآيند ؛ بعد از اينكه دوشيزگان محترمه از اين مدارس ميشوم بيرون تشريف آوردند ، همه قسم تحصيلات هم كردهاند و اطلاع از حاميان قوىّ خود هم كه دارند با كمال اطمينان و قوّت قلب هزارها دخترهاى تحصيلكردهء آدابدان ، هريك مثل ماه شب چهارده با روى تواليت كرده با لباس . . . بيرون شتافته ، و مطالبهء كشف حجاب مىنمايند . آيا كدام قوّهء است كه از عهدهء جواب آنها برآيد ؟
آن وقت بايد با مسلمانان روسيه و تركيه همناله شده و افسوس كشيد و افسوس هم براى شما ثمرى نخواهد داشت . ناچار شده انتظار تغيير وضعيّات مىشويد ؛ آنگاه مىخوانيد :
« نحبّ الإنقلاب و لو علينا » .
پس اى جوانان قرن طلايى ! به قلم خودتان حجاب [ را ] كه پردهء عفّت و اساس حيا است پاره ننموده و صفحهء شرافت عنصر لطيف را لكهدار ننماييد تا فضاى آزادى براى فجور و فساد مهيّا نشود ؛ و جامعهء ايرانى اسلامى را به طرف ضعف و زوال سوق ندهد .
كثرت فحشا كه از روى اغراض پديد آمده و موجب امراض خطرناك شده ، هائلههايى را دربردارد كه جز با انقلابات كثيره محو نشود و به حقايق اوليه و به سيادت قديمه نايل نشويم ، مگر به نوره ديده . « 1 »
سادسا : حجاب از عاديات است و عاديات هم بر نفس گوارا است .
سابعا : بر فرض كه مردم عصبيّت اسلاميت را هم دور نمودند ؛ با حاميان كشف حجاب مماشات كردند ؛ آيا كشف حجاب فقر عمومى را رفع يا رواج به صنايع يا روابط تجارتى را
هامش
( 1 ) . ( ايذوليه در مقدمهء كتاب ابطال و ديانة الابطال از فيلسوف كارليل انگليسى ) ( يادداشت مؤلف ) .