تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
ثانيا : آن‌كه آموختن علوم و صنايع به زنان و دختران محتاج نيست كه گشاده‌رو و فتاده مو به محافل بيايند ؛ زنانى پيدا شده و مىشوند كه در خط و سواد و در قلم و مداد و شعر و كمال بالاترين درجات رجال بوده و هستند و هيچ از پردهء عفّت بيرون نيامده و نخواهند آمد . زنان بخواهند تحصيل كمال كنند و يا نكنند ، ربطى به مسألهء حجاب ندارد . حجاب مانع تحصيلات علميّه نيست . ممكن است زنان كسبى اختيار نمايند كه منافى با حجاب نباشد . ثالثا : آمدن ايشان از پرده برون ، باعث فسادهايى است كه هزار درجه از بىكمالى بدتر است ؛ عفّت به باد دادن و هندسه ياد گرفتن ، ثمرى ندارد « از شير حمله خوش بود و از غزال رم » . از مرد كمال است و از زن عفّت و جمال و الّا نقضا به شما مىگويم : اگر زن‌هاى خود را واداريد كه به سفرها بروند و براى شما كسب‌ها بكنند و دخل‌ها فراهم بياورند ، خيلى در عالم تمدّن و معيشت وسعت پيدا خواهد نمود ؛ پس چرا زن را به محض زنا طلاق مىدهيد ؛ پس چون مقام عفّت در ميان آمد ، هرچه اسباب عفّت زيادتر شود ، بهتر است . رابعا : كمال منحصر نيست كه جغرافيا بداند و تاريخ بخواند . كمال زن به نگاهدارى خانه و درستى كاشانه است و فراهم نمودن كمالات زنانه اين همه پارچه‌هاى نفيسه از قالى و شال و تافته و حرير و اشياء كثير كه دست هنر زنانه است با عفّت حجاب چه ممانعت دارد . بلى مىخواهد زنان بىحجاب وارد مجلس شوند ، رقض كنند ، خوانندگى نمايند ، و لهوولعب كنند و فساد و مفسده باشد ؛ البته شارع اگر اين را منع نكند ، دين را پامال كرده است ؛ چنان‌كه در ممالك اروپا دين و آيين ، معاشقه‌بازى و مؤالفت با دلبر نازنين است . خامسا : آن‌كه آيهء حجاب آورد ، زنان را محجوب نمود ؛ همان فرمود كه تكليف زنان و فراهم كردن معيشت ايشان با مردان است . مرد بايد كسب كند و متكفّل احوال زن شود و زن بايد نگه‌دارى خانه و مال شوهر و رعايت حال او كند ، و از مقال بيرون نرود . چون آن طرف را گفت ، اين طرف را هم فرمود . نه مثل زنان اروپا كه بايد مخارج شوهر را بدهند . سادسا : شما اگر ميل داريد مثل فرنگيان يا مثل بهايم ، همه باهم محشور باشيد و حجاب و مانعى در ميان نباشد ، و فواحشى كه مىدانيد در ميان خلق شايع شود يا مثل ما تشكاخانه‌هاى رايجه در بعض امكنه كه مردان و زنان را مثل بهايم باهم رها مىكنند ، براى زياد شدن نسل و همه را اولاد پادشاه كنيد ، ديگر نام مسلمانى [ را ] چرا [ روى خود ] گذاشته و اسلاميان را مفتضح مىسازيد . يك مرتبه بگوييد مسلمان نيستيم و آسوده باشيد ؛ ديگر در مجامع مسلمين وارد نشويد . جاى دارد .
با چنين آيين و رسم شرمگين * خون به تخت‌وتاج ايران گر ببارد آسمان مندرس تا هست دين و منهدم آئين شرع * فتنه پىدرپى بود در دورهء آخر الزمان
سابعا : اگر بىحجابى اسباب تحصيل كمال بود و تحصيل كمال اسباب جمع مال ، پس