تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 361

مساهمون:

ص٣٦١
خروش است . اين خودسازىها ، بىعفّتىها ، علاوهء بر تباهى زندگانى و فقر و بدبختى ، نسل آينده را بدبخت مىكند . مارهاى زهرآلود هم خوش‌خط و خال هستند ؛ ولى [ از ] مصاحبت يك لحظه با آن‌ها ، مرگ در نظر مجسم مىشود . به جاى آن‌كه خود و ديگران را بدبخت كنيد و بر عدّهء زنان بدعمل بيفزاييد و اخلاق قابل تحسين ايرانى را كه سرمشق تاريخ بوده است ، فاسد سازيد ، تحصيل علم و صنعت نماييد و عيش‌ونوش را هم در ازدواج بدانيد . زن بدعمل عشق و علاقه با شما نخواهد داشت ؛ چرا خود را فريب مىدهيد ؛ ديگر بس است ؛ آدم شويد ، قبل از آنكه نابود شويد . « 1 » بعض طرفداران رفع حجاب و تساوى حقوق ميانهء جنسين مثل قاسم امين مؤلف كتاب تحرير المرأة معتقدند كه حجاب مانع از ديدن خطيب از خطبهء خود است ؛ يعنى كسى كه طالب عقد ازدواج دخترى باشد ، غالبا به واسطهء حجاب از عادات و چهره و شمايل طرف بىخبر است . ثانيا مانع از تهذيب و علم و عرفان است . در جواب گفته مىشود : در شريعت كه قانون حجاب وضع شده ، اين قانون هم وضع شده كه هركسى كه طالب ازدواج زنى باشد ، مىتواند به چهرهء او نگاه كرده و از شمايل او مطّلع باشد ؛ و به واسطهء يك نفر از نوع خود مىتواند اطلاعى از وضع خلقتى و معايب او تحصيل نمايد ؛ به طورى كه موجب غبن نباشد . و ديدن مرد زن را براى ازدواج و اختيار از شكل و قيافه و بل اخلاق مشعر بر وجوب حجاب است . و يكى از فوايد عقد در شرع اسلام ، براى معاشرت و اختيار اخلاق و حالات روحى است و شارع اسلام بعض امراضى كه موجب تنفّر و بىميلى مرد است از زن يا بالعكس ، باعث فسخ عقد نكاح قرار داده كه هر كدام از زوجين داراى آن معايب باشند ، طرف مىتواند عقد را فسخ نمايد . حقوقيّين اسلام ، يعنى فقها ، دايرهء اسباب فسخ را طورى توسعه داده‌اند كه اين توسعه در ميان اقوامى كه حجاب ندارند ، وجود ندارد . اگر درست به قوانين عاليهء اسلام در اين باب نظر شود ، معلوم مىگردد به هيچ وجه تضييق از حجاب براى بشر نيست كه اسباب ضرر و غبن باشد . و اطلاع به اخلاق هم غالبا به معاشرت تا به مرتبهء زوجيّت نرسد ، معلوم نمىشود ؛ خصوصا دو نفرى كه ميل به ازدواج يكديگر دارند كه هر دو محض جلب خاطر طرف و تسهيل وسيلهء اقتران خوش‌نمايى مىكنند . اما مانع بودن حجاب از علم و تهذيب ، هر عقلى خلاف و بطلان آن را درك مىكند ؛ چرا كه مقنّن حجاب ، حجاب را وقتى وضع كرده كه مورد فتنه و فساد و مظانّ فجور باشد ؛ زن
هامش
( 1 ) . كوشش شمارهء 92 ( يادداشت مؤلف ) . [ نشريهء كوشش به مديريت شكر الله صفوى از سال 1301 ش / 1340 ق در تهران منتشر مىشده و به نوشتهء صدر هاشمى دست‌كم تا سال 1331 ش در حال نشر بوده است . ]