تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
حشمت و عفاف و طهارت و حجاب . پرويز : به وجدان بشريّت قسم ما قصد اهانت دوشيزگان نداريم . خسرو : نمىدانم شما راست گفتاريد يا دختر عفت و نجابت نقطهء نظرساز ص 112 از مختارات « 1 » را ؛ يا للعار و الشنار ! آيا مىخواهيد « حجاب » برداريم و حال آن‌كه مىرويم در طرق و شوارع جز آن‌كه آنجا جوانان مغرور شانه‌به‌شانه ما مىزنند ؛ داخل نمىشويم بازار مگر آن‌كه آنجا هزاران هزار از شماها كار ندارند ، مگر جولان زدن به قصد مزاحمت جنس لطيف ، و لودگى به حرف‌هاى چرند مؤذى ؛ اى كسانى كه اسم خود را مصلح و منظّم عالم مىگذاريد . آيا شما را داعى اصلاح است ، قصد انتظام عالم داريد ؛ عرق نكند پيشانى شما از اهانت كردن ما ، و اذيّت ما ، با آن‌كه در حجابيم ؛ چنين است حال ما ؛ واى اگر بىچادر عصمت شويم . بدانيد من دخترى هستم ، ممارست كردم حجاب را ، چون ديگران از هموطنان ، دوست دارم ، اگر اضعاف مضاعف شود حجاب من با آن‌كه خوانده و دانسته‌ايم ، بسيار از علوم اجتماعى را . فائزه من بنات ديوانيه [ مىگويد ] :
ليس الحجاب بمانع تهذيبنا * فالعلم لم يرفع على الازياء فكأنّما التهذيب ليس بممكن * الّا اذا برزت بدون غطاء حصروا علاجى بالسفور و ما دروا * انّ الّذى حصروه عين الداء « 2 »
كجا حجاب مانع از تهذيب اخلاق است ؟ چرا علاج منحصر پرده‌درى پاكدامنان است ؟ ما مسلمين فخر مىكنيم [ كه ] ناموس ما سربرهنه در كوچه و بازار نيافتاده ، هدف تير انظار نگرديده ؛ و احصائيه از ما ولدالزنا پيدا نكرده و احدى از ما مسلمين پدر مادردار و زن نجيب ، پرده‌درى نخواسته‌اند و نشنيده شده ؛ اگر سبق لسان شده تأمّل كرده خجل شديم ؛ يك نفر از زىّ خود خارج شده ، و تأسّى به غير كرد ؛ نتيجه مرگش شد و عبرت سايرين گرديد . پرويز : بنده نشنيدم . بفرما ببينم چه سبب شهادتش شد . خسرو : به طلب العبرات يگانه مرد مصرى مصطفى لطفى منفلوطى را نظر فرما ، ص 61 ؛ آن دانا مرد دانش‌گر گويد : فلان رفت به اروپا و مراجعت فرمود . رفت با هيئت زيبا ، برگشت با هيكل هيولا ، رفت با قلب پاك ، پر از محبت وطن و دين . برگشت لاابالى و بىپاك ، پر از كبر و كين ؛ رفت با نفسى كه مردم او را بزرگ دانستند ؛ برگشت ، خود تنها خود را بزرگ
هامش
( 1 ) . از جرجى زيدان . ( 2 ) . حجاب مانع از تهذيب ما نيست ؛ چرا كه دانش از لباس بالا نمىرود ! گويى از ديد اينان ، مهذب شدن جز با برداشتن پرده و نقاب ممكن نيست . اينان علاج كار ما را در كشف حجاب ديده درحالى كه توجه ندارند آنچه را به عنوان علاج معرفى كرده‌اند ، خود عين بيمارى است . ( يادداشت مؤلف ) .
رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 325 | الشيخ رسول جعفريان