تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
از زن و مرد . « 1 » نيست اين فساد مگر از مخالطهء رجال به نساء و عدم حجاب و خدعهء فسّاق زنان را و حامله شدن از زنا و علاج نديدن جز خودكشى و انتحار . يا للمسلمين ! امروزه فرق بين حيوانات و انسانى عدم مخالطهء رجال به نساء باقىمانده . آن هم مرتفع شود ، على الإسلام السّلام . پرويز : تصديق مىكنم اكثر مردم لاابالى شده ، چون مجانين و وحوش خود را مكلّف ندانند ؛ لكن حال حيوانيّت است چرا ؟ خسرو : نظر كن در كتاب رسائل و جرائد ص 399 كلام عاقل و نوع‌خواه حقيقى لرد بيرون را ؛ گويد : اگر نظر كنى اى عاقل مطلع در زمانى كه بودند زنان قدماى يونان پوشيده‌رو ، مىديدى آن حال را ، عقل قبول كردى ، و مىدانستى حال حاضر ما ، نمىباشد جز حال حيوانات و وحوش . « 2 » پرويز : قصد ما اصلاح عالم است نه افساد ، مىخواهيم ، هم خود راحت باشيم ، هم دوشيزه‌گان ، مايل نيستيم به فاسد شدن زنان . خسرو : نتيجه جز فساد نباشد ، اثر جز فاسد شدن پاكدامانان نبينيد ؛ فايده جز خيانت زنان به شوهران نگيريد . شاهد مقال « كستنز » مأمور احصائيهء اروپا نويسد : زنان خائنه به شوهران 7 درصد در آلمان ، 6 در بلژيك ، 4 درصد نمسا ، 1 درصد در تركيه ، سواء كانت مسلمة او غيرها . بينك و بين ربك ، نتيجهء پرده‌درى و مخالطه جز اين چه باشد . « 3 » پرويز : چرا غربىها بىپرده شدند ؟ خسرو : بدين مختصر تعداد موجب او نتوانم بگنجانم . نموزج [ براى نمونه ] نظر كن دائرةالمعارف قرن 19 ، بعد آن‌كه توصيف و تحسين حجاب زمان سابق را مىنگارد ، مىگويد : اباحهء حرّيت داده شد به زنان در كشف حجاب و اختلاط رجال به نساء ؛ نبود اين اباحهء حرّيت جز از باب شهوت‌رانى ، فريب دادند زنان نادان را به خدعهء فساد ؛ پاره شد چادر عفّت زنان ، به حيلهء فسّاق پاره شد معجر عصمت و طهارت پاكدامنان . عزيز من ! گمان كرده‌ايد محبّت به زنان ضعيفان داريد . نه‌چنان است ؛ جنس لطيف را به حال خود گذاريد ، دست تعدّى از ايشان بداريد ؛ و الله در تمام عزّت ، راحت مىباشند ، زنان بىپرده به حسرت باور نكنى . به طلب مجله شجرة الدر را نقلا از جريدهء استرن ميل كاتبهء اديبه انى رود مىنگارد : اى كاش بلاد ما مثل بلاد مسلمين بود ؛ زيرا كه در آنجا است
هامش
( 1 ) . دائرةالمعارف القرن العشرين ، ج 3 ، ص 346 ( 2 ) . الاسلام روح المدنية ، ص 253 ( 3 ) . اصل اين مطلب در كتاب احصاء مواليد البلاد المختلفه اثر كستنز آمده و عبد الله جمال‌الدين آن را در كتاب الاحتجاب ( صص 40 - 41 ) به نقل از تقويم فرانسوى ترويح النفوس نقل كرده است .